میز مطالعه من
خانه / زن درهم‌شکسته و سن رازپوشی

زن درهم‌شکسته و سن رازپوشی

مشخصات کتاب

  • عنوان: زن درهم‌شکسته و سن رازپوشی (فرانسوی: La Femme rompue)
  • نویسنده: سیمون دوبووار
  • مترجم: ناصر ایراندوست
  • ناشر: انتشارات اردیبهشت (در شناسنامهٔ برخی بازچاپ‌های بعدی: انتشارات دی)
  • نوبت چاپ: اول (زمستان ۱۳۶۴)
  • تعداد صفحه: ۲۷۴ صفحه (بر اساس نسخهٔ متداول دیجیتال) / ۲۷۲ صفحه چاپی
  • نوع اثر: ادبیات داستانی فرانسه، رمان کوتاه/داستان بلند، روان‌شناختی و فمینیستی

خلاصه و محتوای بخش‌های کتاب
این کتاب عملاً از دو داستان مستقل اما هم‌دستان از نظر تماتیک تشکیل شده است:
۱. زن درهم‌شکسته: این بخش در قالب یادداشت‌های روزانهٔ زنی به نام «مونیک» روایت می‌شود. او تمام عمر خود را وقف همسر (موریس) و فرزندانش کرده و خوشبختی را فقط در کانون خانواده جست‌وجو کرده است. اما ناگهان با اعتراف شوهرش به داشتن رابطه‌ای مخفیانه، دنیای آرمانی مونیک فرو می‌ریزد. داستان، کالبدشکافی قدم‌به‌قدمِ این فروپاشی، انکارها، خشم‌ها و سرگردانی زنی است که هویت خود را کاملاً به دیگری وابسته کرده بود.
۲. سن رازپوشی: روایتی تکان‌دهنده از زندگی یک زوج مسن که در گذشته با آرمان‌ها و اهداف والای انسانی زیسته‌اند. اکنون با ازدواج پسرشان و پشت‌پا زدن او به تمام ارزش‌های فکری پدر و مادر، بحرانی بزرگ شکل می‌گیرد. این ناامیدی فرزند در کنار اضطراب‌های ناشی از مواجهه با پیری، فرسودگی تن و نزدیک شدن به مرگ، اتمسفری سنگین و تأمل‌برانگیز خلق می‌کند

درباره نویسنده و مترجم

  • سیمون دوبووار: (۱۹۰۸ – ۱۹۸۶) فیلسوف اگزیستانسیالیست، نظریه‌پرداز فمینیسم و همراهِ زندگی ژان پل سارتر بود. او که با کتاب شهیر جنس دوم شناخته می‌شود، در این داستان‌ها تئوری‌های خود را دربارهٔ استقلال زن، پیامدهای غرق شدن در نقش‌های سنتی و هویت مستقل در قالب داستانی ملموس بازآفرینی کرده است.
  • ناصر ایراندوست: از مترجمان پیشگام در معرفی داستان‌های مدرن فرانسوی به فارسی در دهه‌های گذشته است. ترجمهٔ او از این اثر با وجود نایاب بودن نسخهٔ فیزیکی آن، به دلیل دقت در برگردان اصطلاحات حسی و لحن بحران‌زدهٔ شخصیت‌ها، همچنان در فضای دیجیتال به عنوان یک مرجع کلاسیک بازخوانی می‌شود.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای درک اگزیستانسیالیسم کاربردی؛ اینکه چطور وابستگی مطلق هویت یک انسان به فردی دیگر، در زمان بحران خطرناک می‌شود.
  • شناخت دقیقِ مکانیسم دفاعی ذهن در برابر حقیقتِ تلخِ «خیانت» و «پیری».
  • لذت بردن از ساختار روایی جذابِ یادداشت‌های روزانه که مخاطب را به محرم اسرار قهرمان داستان تبدیل می‌کند.

گزیده‌ای از کتاب (با برگردان ناصر ایراندوست)
«تا پیش از این فکر می‌کردم تنهایی یعنی نبودنِ دیگران؛ اما حالا می‌فهمم تنهایی یعنی حضورِ سنگینِ خودت در اتاقی که هیچ‌کس تو را در آن نمی‌بیند. وقتی موریس گفت که دوستش دارد، انگار تکه‌ای از سقف روی سرم آوار شد. من کجای این زندگی ایستاده بودم؟ تمام این سال‌ها کلماتی را ساخته بودم که حالا مثلِ شیشه‌های شکسته در گلویم فرو می‌روند. بزرگ‌ترین خطای من این بود که کلیدِ خوشبختی‌ام را در جیبِ کس دیگری گذاشتم و یادم رفت خودم هم حقِ نفس کشیدن دارم…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران