میز مطالعه من
خانه / آیینه در آیینه

آیینه در آیینه

مشخصات کتاب:

  • عنوان: آیینه در آیینه (با عنوان فرعی: پژوهش، نقد و نظر ادبی)
  • نویسنده: صالح‌محمّد خلیق
  • مترجم: ندارد (کتاب اصالتاً به زبان فارسی/دری نگاشته شده است).
  • سال چاپ اصلی: ۱۳۹۴ هجری خورشیدی (این اثر در سال ۱۳۹۴ در کابل منتشر شد).
  • ناشر: انجمن نویسندگان بلخ (با همکاری بنگاه انتشاراتی فراز)
  • نوبت چاپ: یکم (با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه)
  • تعداد صفحه کتاب: ۱۲۵ صفحه (قطع رقعی)

خلاصه کتاب:
کتاب «آیینه در آیینه» مجموعه‌ای از جستارها، مقالات تحلیلی و یادداشت‌های انتقادی استاد صالح‌محمد خلیق در حوزه شعر مدرن و سنتی افغانستان است. نویسنده در این اثر به صورت تخصصی به نقد و بررسی جهان‌بینی، سبک زبانی و ویژگی‌های ساختاری سروده‌های هفت تن از نام‌دارترین چهره‌های ادبیات معاصر کشور می‌پردازد. این کتاب شامل بخش‌های مجزایی درباره اشعار استاد خلیل‌الله خلیلی، استاد واصف باختری، محمدکاظم کاظمی، دکتر عبدالسمیع حامد، عبدالوهاب مجیر، قنبرعلی تابش و محمدصادق عصیان است و تلاش می‌کند پیوند میان شعر معاصر و دغدغه‌های اجتماعی-سیاسی افغانستان را آشکار سازد.

درباره نویسنده:
استاد صالح‌محمد خلیق (۱۳۳۴–۱۴۰۴ هـ.خ) از استوانه‌های ادبی، پژوهشگران برجسته و شاعران پیشکسوت معاصر افغانستان و زاده‌ی ولایت بلخ بود. او سال‌ها در جبهه فرهنگی کشور فعال بود و مدیریت ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ و انجمن نویسندگان بلخ را بر عهده داشت. از او بیش از ۲۴ دفتر شعر و ۲۰ اثر پژوهشی عمیق در زمینه‌های تاریخ‌نگاری، تصحیح متون و نقد ادبی (مانند تاریخ ادبیات بلخ و ساحه‌های باستانی و بناهای تاریخی بلخ) به یادگار مانده است. استاد خلیق سرانجام در اسد (مرداد) سال ۱۴۰۴ بر اثر یک سانحه رانندگی ناگوار درگذشت.

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. آشنایی با جریان نقد ادبی در افغانستان: این کتاب یکی از منابع کلیدی برای درک نحوه برخورد منتقدان داخلی افغانستان با شعر معاصرشان است و معیارهای سنجش زیبایی‌شناسی ادبی را در این جغرافیا نشان می‌دهد.
۲. بررسی متمرکز هفت استاد شعر: ویژگی ممتاز کتاب این است که به جای پراکنده‌گویی، به سراغ مهره‌های اصلی شعر معاصر (از غزل‌های کهن خلیلی تا نوآوری‌های واصف باختری و شعر مقاومت کاظمی) رفته و عصاره فکری آن‌ها را تحلیل کرده است.
۳. زبان علمی و بدون تعارف: قلم خلیق در این کتاب، برعکس صمیمیت شعرهایش، کاملاً آکادمیک، استدلالی و عاری از تعارفات معمول ادبی است، که ارزش علمی کار را بالا برده است.

گزیده‌ای از خود کتاب:
«شعر معاصر افغانستان در چند دهه اخیر، آیینه‌ای تمام‌نما از رنج‌ها، حماسه‌ها و شکست‌های یک ملت بوده است. اما وظیفه نقد، عبور از پوسته ظاهری شعارها و رسیدن به مغز استخوان کلام است؛ آنجا که زبان و فرم شعر باید بتوانند بار سنگینِ اندیشه و فریاد زمانه را بر دوش بکشند، بی‌آنکه اصالت هنری خود را فدا کنند.»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران