میز مطالعه من
خانه / پاییز در بهار

پاییز در بهار

مشخصات کتاب:

  • عنوان: پاییز در بهار (با عنوان فرعی: مجموعه داستان کوتاه و پارچه‌های ادبی)
  • نویسنده: صالح‌محمّد خلیق
  • به کوشش: عبدالغفار ریعان شمالی
  • مترجم: ندارد (کتاب اصالتاً به زبان فارسی/دری نگاشته شده است).
  • ناشر: حوزه انتشارات شمال افغانستان (حاشا)
  • سال چاپ اصلی: ۱۴۰۱ هجری خورشیدی (این اثر در تابستان سال ۱۴۰۱ در بلخ به چاپ رسید؛ هرچند نوشته‌های درون آن متعلق به سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ خورشیدی هستند که پیش از این در مطبوعات وقت کشور منتشر شده بودند).
  • نوبت چاپ: یکم
  • تعداد صفحه کتاب: ۹۷ صفحه (در شناسنامه رسمی کتاب ۹۶ صفحه به قطع جیبی قید شده است).

خلاصه کتاب:
کتاب «پاییز در بهار» شامل سخن ناشر، دو داستان کوتاه («بهار و خزان» و «کبوترهای سفید») و نوزده پارچه‌ی ادبی و منثور است. نوشته‌های این کتاب همگی در دوران نوجوانی و اوایل جوانی استاد خلیق (بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ خورشیدی) تحریر شده‌اند. محوریت داستان‌ها و قطعات ادبی این اثر، بازتاب واقعیت‌های تلخ ملموس در جامعه، فقر، عشق به میهن، امید به آینده، صلح و بیزاری از جنگ است. برای نمونه، در داستانِ کلیدی «بهار و خزان»، نویسنده با زبانی ساده چالش‌های بیداریِ فکری یک جوان و تضاد آن با چارچوب‌های سنتی خانواده و درس خواندن را به تصویر می‌کشد.

درباره نویسنده:
استاد صالح‌محمد خلیق (۱۳۳۴–۱۴۰۴ هـ.خ) دانشمند، پژوهشگر خستگی‌ناپذیر، مترجم و از برجسته‌ترین و تاثیرگذارترین شاعران معاصر افغانستان بود. او که سال‌ها رهبری ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ و انجمن نویسندگان بلخ را بر عهده داشت، بیش از ۴۳ اثر ماندگار در حوزه‌های تاریخ، ادبیات، شعر و تصحیح متون از خود به جای گذاشت. خلیق به دلیل خدمات ارزنده‌اش به «پژوهشگر بلخ» و «نگهبان حافظهٔ ملی» معروف بود. وی سرانجام در مرداد سال ۱۴۰۴ بر اثر یک سانحه ترافیکی ناگوار در مزار شریف جان باخت.

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. سفر به ریشه‌های قلم خلیق: اهمیت اصلی این کتاب در این است که مخاطب را به ۵۰ سال قبل می‌برد تا ببیند خلیقِ بزرگ پیش از آنکه تبدیل به یک تاریخ‌نگار و قصیده‌سرای سترگ شود، در آغازین گام‌های نویسندگی‌اش چگونه می‌اندیشیده و می‌نوشته است.
۲. آینه‌ای از نثر ادبی دهه ۵۰ افغانستان: قطعات منثور و پارچه‌های ادبی کتاب الگوهای فوق‌العاده‌ای از نثر رمانتیک، متعهد و نمادین دهه ۵۰ خورشیدی در حوزه ادبی بلخ و کابل هستند.
۳. تلاش ارزشمند انتشارات حاشا: این کتاب به کوشش عبدالغفار ریعان شمالی جمع‌آوری شد تا آثاری که در روزنامه‌های نیم قرن پیش مدفون شده بودند، در قالب یک کتاب منسجم و ارزان‌قیمت در دسترس نسل جوان امروز قرار گیرند.

گزیده‌ای از خود کتاب:
«پدرم می‌گوید همین اندازه که به نوشتن و خواندن آشنا شده‌ام کفایت می‌کند… اما من در دلم بهارهای دوری را می‌بینم که از پس این خزان‌های طولانی سر برمی‌آورند. این قلم، تنها دارایی من است تا با آن روی برگ‌های زردِ پاییز، از آمدن شکوفه‌های آزادی بنویسم.»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران