میز مطالعه من
خانه / تنهایی پرهیاهو

تنهایی پرهیاهو

مشخصات کتاب:

  • عنوان: تنهایی پرهیاهو (Too Loud a Solitude)
  • نویسنده: بهومیل هرابال (Bohumil Hrabal)
  • مترجم: پرویز دوایی (پرویز دوایی این کتاب را به دلیل اقامت طولانی‌مدتش در شهر پراگ، با درک عمیق از فرهنگ و فضای چک ترجمه کرده است).
  • سال چاپ اصلی: ۱۹۷۶ میلادی (هرابال این کتاب را بین سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ نوشت. به دلیل ممنوع‌القلم بودن او در رژیم کمونیستی چکسلواکی، کتاب ابتدا در سال ۱۹۷۶ به صورت زیرزمینی و غیررسمی منتشر شد و سرانجام پس از فروپاشی در سال ۱۹۸۹ اجازه چاپ رسمی یافت).
  • ناشر: کتاب روشن / انتشارات پارس کتاب (در دوره‌های مختلف این ترجمه با همکاری ناشرانی چون نشر آبی و پارس کتاب عرضه شده است).
  • نوبت چاپ: ششم (مربوط به بازچاپ‌های نسخه کلاسیک و کم‌حجم جیبی و رقعی این ترجمه).
  • تعداد صفحه کتاب: ۱۳۳ صفحه (تعداد صفحات بسته به نوع قطع کتاب بین ۱۱۶ تا ۱۴۸ صفحه متغیر است و نسخه مد نظر شما در ۱۳۳ صفحه تنظیم شده است).

خلاصه کتاب:
راوی داستان پیرمردی به نام «هانتا» است که ۳۵ سال از عمر خود را در زیرزمینی مرطوب، کثیف و پر از موش سپری کرده است. کار او پرس کردن و نابود کردن کاغذهای باطله، دفترچه‌های سانسورشده و کتاب‌های نایابی است که حکومت آن‌ها را مخل نظم می‌داند. اما هانتا یک کارگر معمولی نیست؛ او عاشقانه کتاب‌ها را می‌خواند، آن‌ها را با خود به خانه می‌برد و ذهن خود را با افکار فیلسوفانی چون کانت، هیگل و لائوتسه پر می‌کند. او دنیا را از دریچه این کتاب‌ها می‌بیند، اما با ورود یک دستگاه پرس جدید، مدرن و کارآمدتر که توسط کارگران جوان و بی‌احساس اداره می‌شود، دنیای سنتی، آرام و پرهیاهوی هانتا با تهدیدی جدی روبرو می‌شود.

درباره نویسنده:
بهومیل هرابال (۱۹۱۴–۱۹۹۷) یکی از بزرگ‌ترین، محبوب‌ترین و اثرگذارترین نویسندگان قرن بیستم کشور چک است. او حقوق خوانده بود اما در طول زندگی‌اش به کارهای مختلفی مثل کارگری راه‌آهن، دست‌فروشی، کار در کارگاه پرس کاغذ باطله و صحنه‌آرایی تئاتر پرداخت که تمام این تجربیات ملموس به شاهکارهای داستانی او بدل شدند. سبک هرابال ترکیبی از شوخ‌طبعی تلخ، ملال و شاعرانگی است. میلان کوندرا، دیگر نویسنده بزرگ چک، هرابال را «بهترین نویسنده معاصر ما» نامیده بود. او در ۸۲ سالگی در حالی که به کبوترها در بیمارستان غذا می‌داد، از طبقه پنجم سقوط کرد و درگذشت.

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. ستایشی بی‌نظیر از کتاب و آگاهی: این رمان یکی از زیباترین و خالص‌ترین نامه‌های عاشقانه به «کتاب‌خوانی» است؛ کتاب به ما نشان می‌دهد که چگونه دانش می‌تواند در تاریک‌ترین و ایزوله‌ترین شرایط اجتماعی، یک انسان را نجات دهد و به او هویت ببخشد.
۲. تقابل سنت و تکنولوژی بیروح: هرابال به زیبایی فاجعه‌ی جایگزینیِ نیروی انسانیِ اندیشمند و بااحساس را با ماشین‌آلات صنعتی مدرن، سرد و بوروکراتیک که هیچ احترامی برای تاریخ و فرهنگ قائل نیستند، به تصویر می‌کشد.
۳. ترجمه درخشان پرویز دوایی: لحن شاعرانه، تک‌گویی‌های عمیق درونِ ذهن هانتا و فضای مه‌آلود و غم‌بار پراگ با قلم توانمند و امانت‌دارانه‌ی پرویز دوایی به شاهکاری فراموش‌نشدنی در زبان فارسی تبدیل شده است

گزیده‌ای از خود کتاب:
«سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این “قصه‌ی عاشقانه‌ی” من است. سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله را پرس می‌کنم و در تمام این مدت آن‌قدر با کتاب‌ها بوده‌ام که خودم هم به شکل یکی از آن‌ها درآمده‌ام… من وقتی کتابی را می‌خوانم، در واقع آن را نمی‌خوانم. جمله‌ای زیبا را به دهان می‌اندازم و مثل آب‌نبات می‌مکم، یا مثل لیکوری می‌نوشم تا آنکه آن اندیشه، مثل الکل، در وجود من حل شود؛ در دلم نفوذ کند و در رگ‌هایم جاری شود و تا مغز استخوانم پیش برود.»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران