میز مطالعه من
خانه / رویاهایم را میفروشم
رویاهایم را میفروشم

رویاهایم را میفروشم

عنوان کامل: رویاهایم را میفروشم
نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
مترجم: احمد گلشیری
ناشر: معمولاً در مجموعه داستان‌های مارکز منتشر شده و بسته به چاپ متفاوت است
سال انتشار: 1992 (در مجموعه دوازده داستان سرگردان)
نوع اثر: داستان کوتاه
تعداد صفحه: ۷ صفحه
نوبت چاپ: متغیر

خلاصه کتاب
داستان درباره زنی مرموز به نام فراو فریدا است که ادعا می‌کند از طریق رؤیاهایش آینده را پیش‌بینی می‌کند و از این راه امرار معاش می‌کند. راوی در طول سال‌ها چند بار با او روبه‌رو می‌شود و تحت تأثیر شخصیت عجیب و پیش‌بینی‌هایش قرار می‌گیرد. داستان به تدریج پرسش‌هایی درباره سرنوشت، تصادف و قدرت رؤیاها مطرح می‌کند. مارکز با مهارتی خاص، فضایی میان واقعیت و خیال می‌آفریند و خواننده را تا پایان در تردید نگه می‌دارد.

درباره نویسنده
گابریل گارسیا مارکز (1927–2014) نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات بود. او از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن بیستم و برجسته‌ترین چهره رئالیسم جادویی به شمار می‌رود. آثارش به ده‌ها زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن‌ها در سراسر جهان به فروش رسیده است. صد سال تنهایی مشهورترین اثر اوست.

چرا باید این کتاب را خواند؟
• یکی از زیباترین داستان‌های کوتاه مارکز است.
• مرز میان رؤیا و واقعیت را به شکلی جذاب بررسی می‌کند.
• نثر روان و فضای رازآلود دارد.
• نمونه‌ای عالی از سبک رئالیسم جادویی است.
• در زمانی کوتاه تجربه‌ای عمیق و تأمل‌برانگیز به خواننده می‌دهد.

برگزیده‌ای از فضای داستان
«بعضی آدم‌ها با دست‌هایشان کار می‌کنند،
بعضی با فکرشان؛
اما او از رؤیاهایش زندگی می‌کرد.
رؤیاها برایش نه خیال،
بلکه بخشی از واقعیت بودند؛
واقعیتی که دیگران از دیدنش ناتوان بودند.»
«هیچ‌کس نمی‌دانست
آنچه او پیش‌بینی می‌کند حقیقت است یا تصادف.
اما کسانی که سخنانش را شنیده بودند،
هرگز نمی‌توانستند آن‌ها را به‌کلی فراموش کنند.
تردید، گاهی ماندگارتر از یقین است.»

دانلود

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران