میز مطالعه من
خانه / آبلوموف

آبلوموف

مشخصات کتاب:

  • عنوان: آبلوموف
  • نویسنده: ایوان گنچاروف (Ivan Goncharov)
  • مترجم: سروش حبیبی (این ترجمه برجسته، دقیقاً از متن اصلی زبان روسی به فارسی برگردانده شده است).
  • سال چاپ اصلی: ۱۸۵۹ میلادی (گنچاروف نگارش آن را از سال ۱۸۴۸ آغاز کرد و سرانجام در سال ۱۸۵۹ به صورت کامل منتشر شد. بازه ۱۸۱۳–۱۸۹۱ که اشاره کردید، در واقع بازه تقریبی طول عمر خود نویسنده است).
  • ناشر: انتشارات فرهنگ معاصر
  • نوبت چاپ: چاپ‌های متعدد (نسخه بازنگری‌شده این ترجمه توسط فرهنگ معاصر به چاپ شانزدهم نیز رسیده است).
  • تعداد صفحه کتاب: در حدود ۹۰۰ صفحه (دقیقاً ۸۹۶ الی ۹۱۲ صفحه بسته به نوع جلد شومیز یا گالینگور پالتویی)

خلاصه کتاب:
«ایلیا ایلیچ آبلوموف» اشراف‌زاده‌ای مهربان، اصیل اما به‌شدت سست‌عنصر و بی‌عمل است که در آپارتمانی در سنت پترزبورگ زندگی می‌کند. رمان با یکی از عجیب‌ترین و مشهورترین صحنه‌های تاریخ ادبیات آغاز می‌شود؛ جایی که آبلوموف بیش از ۱۵۰ صفحه اول کتاب را صرفاً در رختخواب خود می‌گذراند و توان برخاستن ندارد! او با اینکه از املاک روستایی‌اش نامه‌هایی مبنی بر بحران مالی دریافت می‌کند، تصمیم‌گیری را مدام عقب می‌اندازد. در این میان، دوست دوران کودکی او «آندری اشتولتس» که فردی فعال، پرانرژی و عمل‌گراست، تلاش می‌کند او را از این منجلاب سکون بیرون بکشد. ورود اشتولتس و آشنایی آبلوموف با دختری باهوش به نام «اولگا»، جرقه‌ای از عشق و حرکت در زندگی او ایجاد می‌کند، اما تاروپود تن‌پروری آبلوموف بسیار ضخیم‌تر از این حرف‌هاست

درباره نویسنده:
ایوان الکساندروویچ گنچاروف (۱۸۱۲–۱۸۹۱) از رمان‌نویسان برجسته و بزرگ عصر طلایی ادبیات روسیه است. او هم‌دوره نویسندگانی چون تورگنیف، تولستوی و داستایفسکی بود. گنچاروف برعکس هم‌عصرانش نویسنده کم‌کاری بود و عمده شهرت جهانی او به خاطر سه‌گانه رمان‌هایش، به‌ویژه شاهکار ماندگارش آبلوموف است. او سال‌ها به عنوان کارمند دولت و ممیز کتاب کار می‌کرد و روحیه مشاهدات دقیق بوروکراتیک و روان‌شناختی جامعه روسیه قرن نوزدهم را به زیباترین شکل در آثارش بازتاب داد

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. بزرگ‌ترین هجو علیه تنبلی بشری: لئو تولستوی این کتاب را یک شاهکار بزرگ ادبی می‌دانست. آبلوموف آینه‌ای تمام‌قد در برابر بخشِ تاریک، خسته و فراریِ وجود همه ماست؛ زمانی که می‌خواهیم از مسئولیت‌های زندگی به درون رختخواب پناه ببریم.
۲. تقابل دو سبک زندگی: فاکتور جذاب کتاب، تقابل بی‌نظیر شخصیت آبلوموف (نماد سنت، سکون و اشرافیتِ رو به زوال) با دوستش اشتولتس (نماد مدرنیته، پویایی و کارآمدی) است.
۳. ترجمه بی‌نقص سروش حبیبی: خواندن یک رمان ۹۰۰ صفحه‌ای روسی ممکن است ترسناک باشد، اما قلم جادویی و روان سروش حبیبی در انتشارات فرهنگ معاصر آن‌چنان جذاب است که مخاطب را کاملاً غرق در دنیای ظریف روسیه می‌کند.

گزیده‌ای از خود کتاب:
«زندگی من از چه وقت شروع به خاموش شدن کرد؟ این یک معماست… چرا این‌طور شد؟ چرا کانون حیات من کدر شد؟ آیا من برای این به دنیا آمده بودم که روزها را این‌طور بی‌ثمر بگذرانم و بپوسم؟… بیدار شدن، لباس پوشیدن، بیرون رفتن و دوباره همان کارهای دیروز را تکرار کردن؛ این‌ها برای چیست؟ این برای من زندگی نیست، خفقان است!»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران