میز مطالعه من
خانه / خشم و هیاهو

خشم و هیاهو

مشخصات کتاب:

  • عنوان: خشم و هیاهو
  • نویسنده: ویلیام فاکنر
  • مترجم: بهمن شعله‌ور
  • سال چاپ اصلی: ۱۹۲۹ میلادی (این رمان نخستین بار در اکتبر ۱۹۲۹ در ایالات متحده آمریکا به چاپ رسید؛ ترجمه‌ی درخشان بهمن شعله‌ور نیز برای اولین بار در سال ۱۳۴۴ توسط انتشارات فرانکلین/پیروز در ایران منتشر شد).
  • ناشر: انتشارات نگاه (چاپ‌های دوره‌ی جدید)
  • نوبت چاپ: چهارم (مربوط به بازچاپ این ترجمه توسط انتشارات نگاه در سال ۱۳۹۲)
  • تعداد صفحه کتاب: ۴۴۲ صفحه (بسته به قطع، حواشی و مقدمه‌ی مفصل مترجم در چاپ‌های نگاه، صفحات کتاب بین ۴۱۵ تا ۴۴۲ صفحه متغیر است).

خلاصه کتاب:
کتاب سرگذشت زوال یک خانواده‌ی اصیل در ایالت می‌سی‌سی‌پی را در چهار فصل و از زبان چهار شخصیت روایت می‌کند. فصل اول از ذهن آشفته و خطیِ «بنجی» روایت می‌شود؛ پسری ۳۳ ساله که اختلال ذهنی شدید دارد و زمان حال و گذشته را با هم می‌آمیزد. فصل دوم داستان «کوئنتین»، برادر باهوش و بسیار حساسی است که در دانشگاه هاروارد درس می‌خواند و درگیر مفاهیمی مثل شرف، مذهب و خودکشی است. فصل سوم از زبان «جیسون»، برادر مادی‌گرا، بی‌رحم و کینه‌توز خانواده است. در نهایت فصل چهارم با زاویه دید سوم شخص، بر روی شخصیت «دیلسی»، خدمتکار سیاه‌پوست و وفادار خانواده تمرکز دارد که تنها تکیه‌گاه این خانه‌ی فروپاشیده است

درباره نویسنده:
ویلیام فاکنر (۱۸۹۷–۱۹۶۲) یکی از بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین رمان‌نویسان تاریخ ادبیات آمریکا و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۴۹ است. او را حماسه‌سرای شکست و درماندگی جنوب آمریکا می‌دانند. فاکنر با خلق منطقه‌ای خیالی به نام «یوکناپاتافا» تمام داستان‌هایش را در آن جغرافیا پیش برد. سبک نگارش او به دلیل استفاده‌ی پیشرو از تک‌گویی‌های درونی، شکستن مرز زمان و توصیف روان‌شناختی آدم‌ها، انقلابی در رمان‌نویسی مدرن ایجاد کرد

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. اوج تکنیک جریان سیال ذهن: این کتاب یکی از بهترین نمونه‌های مهندسیِ روایت در تاریخ ادبیات است. فاکنر به جای روایت مستقیم، مخاطب را مستقیماً به درون ذهن آشفته، عاشق یا مادی‌گرای شخصیت‌هایش می‌برد.
۲. عنوان وام‌گرفته از شکسپیر: نام کتاب از نمایشنامه مکبث اثر شکسپیر گرفته شده است؛ آنجا که می‌گوید: «زندگی افسانه‌ای است که توسط ابلهی روایت می‌شود، سرشار از خشم و هیاهو، که هیچ معنایی ندارد.» این مفهوم کاملاً بر فصل اول کتاب سایه انداخته است.
۳. شاهکار ترجمه در جوانی: بهمن شعله‌ور این متن به‌شدت سخت و سنگین را در سن ۱۹ سالگی ترجمه کرد که هنوز هم پس از ده‌ها سال، یکی از ماندگارترین و وفادارترین ترجمه‌های ادبی در زبان فارسی به شمار می‌رود

گزیده‌ای از خود کتاب:
«من ساعت را به تو می‌دهم، نه برای آنکه زمان را به یاد داشته باشی، بلکه برای آنکه گاه‌گاهی آن را برای مدتی کوتاه فراموش کنی؛ و تمام نیروی خود را صرف این نکنی که بر آن پیروز شوی. چون هیچ جنگی در میدان‌ها پیروز نمی‌شود. حتی جنگ‌ها هم برده نمی‌شوند. میدان جنگ فقط پوچی و جنون انسان را به او نشان می‌دهد، و پیروزی، توهمی بیش نیست که تنها به فیلسوفان و احمقان تعلق دارد.»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران