میز مطالعه من
خانه / ویلیام فاکنر
ویلیام فاکنر

ویلیام فاکنر

این شخص کیست؟
ویلیام فاکنر، نویسنده آوانگارد، شاعر، فیلم‌نامه‌نویس و نظریه‌پرداز ادبی اهل ایالات متحده آمریکا است. او را در کنار جیمز جویس، ویرجینیا وولف و مارسل پروست، از معماران اصلی «مدرنیسم ادبی» و استاد مسلم تکنیک «جریان سیال ذهن» در قرن بیستم می‌دانند. فاکنر با خلق یک جغرافیای خیالی در جنوب آمریکا، پیچیده‌ترین رمان‌های قرن را نوشت و به دلیل کاوش عمیق در روان انسان، تاریخ و گناه، موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات گردید.

تولد و وفات

  • تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ میلادی (مهر ۱۲۷۶ هجری خورشیدی) در شهر نیوآلبانی، ایالت میسیسیپی.
  • تاریخ وفات: ۶ ژوئیه ۱۹۶۲ میلادی (تیر ۱۳۴۱ هجری خورشیدی) در سن ۶۴ سالگی در شهر بیهالیا، میسیسیپی.
  • علت درگذشت و مدفن: او به دلیل سکته قلبی (ناشی از صدمات سقوط از اسب در ماه‌های پایانی زندگی‌اش) درگذشت و در آرامگاه خانوادگی‌اش در آکسفوردِ میسیسیپی به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه کوتاه، هالیوود و انزوا
ویلیام فاکنر در خانواده‌ای ریشه‌دار اما رو به زوال در جنوب آمریکا بزرگ شد. او از نوجوانی پسری منزوی، کج‌رفتار و شیفته مطالعه بود. فاکنر هرگز تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان نرساند و مدتی به عنوان مأمور پست در دانشگاه میسیسیپی کار کرد که به دلیل تنبلی و کتاب خواندن در ساعت کاری، اخراج شد. در جریان جنگ جهانی اول، او تلاش کرد به ارتش بپیوندد اما به دلیل کوتاهی قد پذیرفته نشد، بنابراین به نیروی هوایی کانادا پیوست هرچند پیش از اعزام به جبهه، جنگ پایان یافت.
او سال‌ها در خانه قدیمی و شخصی‌اش به نام «روآن اوک» در آکسفورد زندگی کرد و به کشاورزی و نوشتن پرداخت. رمان‌های ابتدایی او چنان پیچیده و مبهم بودند که با فروش بسیار پایینی روبرو شدند؛ به طوری که فاکنر برای تامین معاش خانواده و پرداخت بدهی‌هایش، مجبور شد سال‌ها به عنوان فیلم‌نامه‌نویس در هالیوود کار کند. او برای کارگردانان بزرگی چون هاوارد هاکس، فیلم‌نامه‌های موفقی (مانند خواب ابدی و داشتن و نداشتن) نوشت. زندگی شخصی او با اعتیاد شدید به الکل و دوره‌های طولانی افسردگی همراه بود، اما پس از بردن جایزه نوبل در سال ۱۹۴۹، ناگهان به اوج شهرت جهانی رسید و به عنوان سفیر فرهنگی آمریکا به کشورهای مختلف سفر کرد.

آثار برجسته و میراث مکتوب
فاکنر آثار بسیار ارزشمندی خلق کرد که اکثر شاهکارهای او توسط مترجمان بزرگی چون نجف دریابندری، صالح حسینی و احمد اخوت به زبان فارسی ترجمه شده‌اند:

  • خشم و هیاهو (The Sound and the Fury – ۱۹۲۹): قله رمان‌نویسی مدرن؛ داستانی چهار پاره درباره زوال یک خانواده اشرافی جنوبی (کامپسون‌ها) که بخش اول آن از زبان «بنجی»، فرزند ۳۳ ساله و کم‌توان ذهنی خانواده روایت می‌شود که مفهوم زمان برای او در هم شکسته است.
  • گور به گور (As I Lay Dying – ۱۹۳۰): رمانی شگفت‌انگیز که از زبان ۱۵ راوی مختلف روایت می‌شود و داستان سفر عجیب یک خانواده فقیر روستایی برای دفن پیکر مادرشان در شهری دوردست است.
  • آبشالوم، آبشالوم! (Absalom, Absalom! – ۱۹۳۶): غول‌آساترین رمان فاکنر؛ روایتی پیچیده از طلوع و سقوط توماس ساتپن، مردی که می‌خواهد یک امپراتوری در جنوب بسازد، اما جاه‌طلبی و نژادپرستی، تبار او را به نابودی می‌کشاند.
  • روشنایی ماه اوت و حریم (پناهگاه): از دیگر رمان‌های مطرح او؛ کتاب حریم تنها اثر او بود که در زمان خودش به دلیل مضامین جنایی، فروش بالایی داشت.

سبک ادبی و پروژه فکری (شهر یوکناپاتافا)
پروژه فکری فاکنر بر محور «خلق یک اسطوره‌شناسی برای جنوب آمریکا و کالبدشکافی گناه نژادپرستی و برده‌داری» استوار بود. او یک شهرستان خیالی به نام «یوکناپاتافا» (Yoknapatawpha) خلق کرد و تقریباً تمام رمان‌هایش را در این منطقه قرار داد. سبک نگارش او به شدت دشوار، آوانگارد و جادویی است؛ او با حذف ترتیب زمانی خطی، استفاده از جملات فوق‌العاده بلند و در هم آمیختن تک‌گویی‌های درونی شخصیت‌ها، به ذهن انسان نفوذ می‌کرد. فاکنر معتقد بود «گذشته هرگز نمی‌میرد، گذشته حتی نگذشته است»؛ او می‌خواست نشان دهد که انسان معاصر چگونه زیر بار سنگین تاریخ و اشتباهات گذشتگان خود دست‌وپا می‌زند.

جوایز و افتخارات جهانی
فاکنر یکی از پرافتخارترین نویسندگان قرن بیستم است:

  • جایزه نوبل ادبیات (۱۹۴۹): به خاطر «سهم قدرتمند و هنرمندانه‌ای که در رمان مدرن آمریکایی ایفا کرده است». سخنرانی او در مراسم نوبل درباره اینکه «بزرگ‌ترین موضوع برای نوشتن، قلب انسان در جدال با خودش است»، از مشهورترین متون ادبی جهان است.
  • جایزه پولیتزر (دو بار): او دو بار در سال‌های ۱۹۵۵ (برای رمان یک افسانه) و ۱۹۶۳ (به صورت پس از مرگ برای رمان چپاول‌گران) برنده جایزه معتبر پولیتزر شد.

تاثیر او بر جامعه و ادبیات معاصر
ویلیام فاکنر تاثیر شگرفی بر ادبیات جهان گذاشت. بدون شک، مکتب «رئالیسم جادویی» آمریکای لاتین وامدار اوست؛ گابریل گارسیا مارکز بارها اعلام کرد که سبک نوشتن خود و خلق شهر خیالی «ماکوندو» در رمان صد سال تنهایی را مستقیماً از فاکنر و شهر یوکناپاتافای او الهام گرفته است. نویسندگان بزرگی چون ماریو بارگاس یوسا، تونی موریسون و رضا براهنی نیز تحت تاثیر تکنیک‌های چندصدایی و ساختار شکن او بودند.

منابع و مآخذ

  • مدخل جامع بیوگرافی و تحلیل آثار در دانشنامه بین‌المللی Britannica.
  • پورتال تخصصی و آرشیو دست‌نوشته‌های فاکنر در دانشگاه ویرجینیا.
  • کتاب سرگذشت‌نامه «ویلیام فاکنر: زندگی و هنر»، نوشته جوزف بلاتنر.

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران