میز مطالعه من
خانه / گره کور

گره کور

مشخصات کتاب

  • عنوان: گره کور
  • نویسنده: مژگان فرامنش
  • ویراستار: علی نظری
  • ناشر: انجمن ادبی هرات
  • سال انتشار: ۱۳۹۳ هجری شمسی
  • تعداد صفحه: ۹۴ صفحه (در قطع وزیری)
  • نوع اثر: شعر نو معاصر افغانستان، مجموعه‌غزل، ادبیات پایداری و اجتماعی زنان

خلاصه کتاب
کتاب «گره کور» رمان نیست، بلکه دفتری است سرشار از غزل‌های پرشور و در عین حال دردمندانه که دریچه‌ای رو به جهان ذهنی یک زن معاصر در افغانستان می‌گشاید. فرامنش در این ۹۴ صفحه، قالب سنتی غزل را برمی‌گزیند اما ساختار و واژگان آن را با نوگرایی و زبانی امروزی پیوند می‌زند.
مضامین اصلی اشعار این مجموعه حول محور عشق، دغدغه‌های عمیق زنانه، انزوای ناشی از جنگ، ناهنجاری‌های جامعهٔ سنتی و یک غم پنهان اما اصیل می‌چرخد. شعرهای او بسیار ساده، صمیمی و روان سروده شده‌اند، اما در لایه‌های پنهان خود بازتاب‌دهندهٔ فریادها، دلتنگی‌ها و آسیب‌های روحی نسلی است که در میان تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان رشد کرده است. اهمیت این مجموعه به حدی بود که بخش عمده‌ای از اشعار آن بعدها به زبان انگلیسی ترجمه و در ایالات متحده آمریکا نیز منتشر شد

درباره نویسنده

  • مژگان فرامنش: (متولد ۱ سنبله/شهریور ۱۳۶۹ در هرات) از شاعران برتر و فعالان مدنی برجستهٔ دههٔ اخیر در افغانستان است. او لیسانس خود را از دانشگاه هرات و کارشناسی ارشد (ماستری) خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه یزد ایران دریافت کرده است. فرامنش از سوی اتحادیهٔ نویسندگان افغانستان به عنوان یکی از «ده شاعر برترِ ده سال اخیر کشور» برگزیده شده و آثارش (مانند اندیشه‌های دردآلود و نی‌رنج) جوایز متعددی را در کارنامه دارند

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای لمس جریان زنده و پویای شعر معاصر هرات و شناخت صدای مستقل زنان در ادبیات پایداری افغانستان.
  • تجربهٔ غزل‌های نوگرایانه‌ای که نشان می‌دهند قالب‌های کلاسیک هنوز هم می‌توانند مأمنی برای بیانِ دردهای انسانِ مدرن باشند.
  • حجم بسیار متناسب و موجز (۹۴ صفحه) که برای علاقه‌مندان به شعر عاطفی و اجتماعی بسیار پرکشش و زمزمه‌کردنی است

گزیده‌ای از شعر کتاب
«شعر برای من، یک گرهِ کور است؛
فریادِ بی‌صدای زنی در میانِ دود و غبار…
ما در روزگاری ایستاده‌ایم که کلمات هم سهمیه دارند،
و دلتنگی، تنها داراییِ بدونِ مالیاتِ ماست.
من از هرات می‌گویم؛ از سنگ‌هایی که تاریخ را گریسته‌اند،
و از گیسوانی که در بادهای ۱۲۰ روزه،
رازهای مکتومِ یک سرزمین را نجوا می‌کنند…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران