میز مطالعه من
خانه / دختر یونان

دختر یونان

مشخصات کتاب

  • عنوان فارسی: دختر یونان (عنوان اصلی: I Was Born Greek)
  • نویسنده: ملینا مرکوری (Melina Mercouri)
  • مترجم: علی شفیعی
  • ناشر: نشر چشمه (چاپ حیدری)
  • سال انتشار نسخه اصلی: ۱۹۷۱ میلادی (۱۳۵۰ هجری شمسی)
  • نوبت چاپ ایران: اول (۱۳۷۹)
  • تعداد صفحه: ۳۶۸ صفحه
  • نوع اثر: خودزندگی‌نامه (اتوبیوگرافی)، خاطرات سیاسی-هنری، مستند تاریخی

خلاصه کتاب
ملینا مرکوری این کتاب را در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و ابتدای ۱۹۷۰، یعنی درست زمانی که به دلیل کودتای نظامی سرهنگ‌ها در یونان (۱۹۶۷) در تبعید اجباری به سر می‌برد، به رشتهٔ تحریر درآورد. کتاب از دوران کودکی پرفرازونشیب ملینا در خانواده‌ای اصیل و به‌شدت سیاسی در آتن آغاز می‌شود؛ پدربزرگ او سال‌ها شهردار محبوب آتن بود. سپس رمان به دوران ورود پر سروصدای او به دنیای تئاتر و سینما و درخشش جهانی‌اش در فیلم‌هایی چون هرگز در روز یکشنبه (به کارگردانی همسرش ژول داسین) می‌پردازد. اما نقطهٔ عطف این ۳۶۸ صفحه، تغییر فرکانس ناگهانی زندگی او پس از روی کار آمدن حکومت فاشیستی در کشورش است. ملینا تمام دارایی و شهرت خود در هالیوود و اروپا را رها می‌کند تا به یک مبارز تماام‌وقت، سفیر فرهنگی آزادی‌خواهان و سخنگوی ملت تحت ستم خود در جهان تبدیل شود. حکومت نظامی در پاسخ، ملیت یونانی او را باطل و اموالش را مصادره می‌کند و اینجاست که جملهٔ تاریخی و مشهور او شکل می‌گیرد که عنوان کتاب نیز از آن وام گرفته شده است.

درباره نویسنده

  • ملینا مرکوری: (۱۹۲۰ – ۱۹۹۴) هنرپیشهٔ نامزد اسکار، خواننده، فعال سیاسی و در نهایت «وزیر فرهنگ و ورزش یونان» پس از بازگشت دموکراسی بود. او به قدری در قلب مردم کشورش جای داشت که به او لقب «قهرمان ملی یونان» را دادند و در مراسم تشییع جنازهٔ بی‌سابقه‌اش در آتن، بیش از یک میلیون نفر شرکت کردند. ملینا تا آخرین روزهای زندگی‌اش برای بازپس‌گیری مجسمه‌های پارتنون از موزهٔ بریتانیا جنگید

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای دیدن چهرهٔ واقعی یک هنرمندِ متعهد که در دوراهی میان رفاه شخصی و آزادی وطنش، دومی را انتخاب کرد.
  • آشنایی با پشت‌صحنهٔ سینمای دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی و روابط انسانی در دنیای هنر غرب.
  • درک تاریخ معاصر یونان و مبارزات مردمی که از زیر خاکستر دیکتاتوری، دموکراسی را دوباره زنده کردند.

گزیده‌ای از کتاب (با برگردان علی شفیعی)

«وقتی در رادیو شنیدم که سرهنگ‌های کودتاچی ملیتِ یونانی مرا باطل کرده‌اند، خنده‌ام گرفت. رو به خبرنگاران بین‌المللی کردم و گفتم: من یونانی به دنیا آمده‌ام و یونانی هم خواهم مرد. اما آن سرهنگ‌ها فاشیست به دنیا آمده‌اند و فاشیست هم خواهند مرد! هیچ قانونی روی زمین نمی‌تواند عشقی را که من به سنگ‌ها، آسمان و مردم آتن دارم از من بگیرد. گذرنامه یک تکه کاغذ است، اما وطنِ من در رگ‌هایم جریان دارد. سینما و صحنهٔ تئاتر برای من زیبا بودند، اما هیچ صحنه‌ای بزرگ‌تر و باشکوه‌تر از مبارزه برای بازگرداندنِ لبخند و آزادی به مردمِ سرزمینم نیست…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران