میز مطالعه من
خانه / ژاک و اربابش

ژاک و اربابش

مشخصات کتاب

  • عنوان: ژاک و اربابش (فرانسوی: Jacques et son maître)
  • نویسنده: میلان کوندرا
  • مترجم: فروغ پوریاوری
  • ناشر: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • نوبت چاپ مورد نظر: سوم (سال ۱۳۸۱)
  • تعداد صفحه: ۴۱۱ صفحه (حجم ارجاع دیجیتال متمم‌دار / نسخه متداول جیبی-رقعی متن اصلی نزدیک به ۱۱۰ صفحه است)
  • ژانر: ادبیات نمایشی، نمایشنامه مدرن، کمدی فلسفی، اقتباس ادبی

خلاصه و درون‌مایهٔ اثر
کوندرا این نمایشنامه را در سال ۱۹۷۱ و در بحبوحهٔ اشغال چکسلواکی توسط ارتش شوروی سابق نوشت؛ یعنی زمانی که آثار خود او ممنوع‌الانتشار شده بودند و او به عنوان یک دهن‌کجی فرهنگی به فضای عبوس پلیسی، به بازنویسی رمان کلاسیک قرن هجدهمی ژاک قضا و قدری و اربابش اثر «دنی دیدرو» روی آورد.
سراسر این نمایشنامهٔ ۳ پرده‌ای، سفر بی‌مقصد و مبهم دو مرد — یعنی ژاک (نوکر) و اربابش (که نامش هرگز فاش نمی‌شود) — را روایت می‌کند. ارباب در طول راه از ژاک می‌خواهد تا ماجراهای عاشقانهٔ گذشته‌اش را تعریف کند تا زمان زودتر بگذرد. داستان به موازات هم پیش می‌رود و سه روایت عاطفی مستقل را بازگو می‌کند: داستان عشق‌های ژاک، داستان عشق‌های ارباب، و داستان انتقامِ پرپیچ‌خمِ زنی به نام «مادام دولاپومه ری».
کوندرا در این کتاب با ظرافت نشان می‌دهد که چطور مرز میان نوکر و ارباب جابه‌جا می‌شود و چگونه زندگی انسان‌ها فراتر از ارادهٔ آن‌ها، به بازیچه‌ای در دست «قضا و قدر» تبدیل می‌گردد.

درباره نویسنده و مترجم

  • میلان کوندرا: (۱۹۲۹ – ۲۰۲۳) خالق رمان‌های ماندگاری چون بار هستی و عشق‌های خنده دار، این نمایشنامه را محبوب‌ترین و شخصی‌ترین ادای دین خود به هنر قرن هجدهم می‌دانست. او با ترکیب تکنیک‌های تئاتر مدرن با طنز سیاه، مفاهیمی چون وفاداری، خیانت، هنر رمان‌نویسی و پوچی تاریخ را به چالش می‌کشد.
  • فروغ پوریاوری: از معتبرترین مترجمان آثار کوندرا در ایران است. برگردان او از «ژاک و اربابش» به دلیل حفظ ریتم طنازانه، ساختار دیالوگ‌محور نمایشنامه‌ای و انتقال دقیق لحن فلسفی-عامیانه کوندرا، همواره به عنوان برترین ترجمهٔ این اثر شناخته می‌شود.

چرا مطالعهٔ این نسخه ارزشمند است؟

  • خواندن یک کمیک-درامِ فلسفی روان که با وجود لایه‌های عمیق معرفت‌شناختی، بسیار پرکشش و خنده‌دار است.
  • دسترسی به پیشگفتار جریان‌ساز کوندرا که در آن به نقد تند رمان‌نویسان روس (به‌ویژه داستایوفسکی) می‌پردازد و از عقلانیت شادمانهٔ نویسندگان فرانسوی دفاع می‌کند.
  • حجم گسترش‌یافتهٔ نسخهٔ شما نشان‌دهندهٔ وجود نقدها و بررسی‌های ساختاری غنی در انتهای متن کتاب است که لذت درک اثر را دوچندان می‌کند.

گزیده‌ای از متن نمایشنامه (با برگردان فروغ پوریاوری)
«ارباب: ژاک! ما به کجا می‌رویم؟
ژاک: چه می‌دانم ارباب؟ مگر کسی هم هست که بداند کجای این راه ایستاده است؟ بزرگ‌ترین اشتباه آدم‌ها این است که فکر می‌کنند رانندهٔ این قطار خودشان هستند. بالا بنویسند یا پایین، ما فقط مسافریم.
ارباب: اما من دلم می‌خواهد بدانم فردا چه می‌شود!
ژاک: فردا هم مثل امروز است ارباب؛ یک کج‌فهمیِ بزرگِ دیگر! تنها کاری که از ما ساخته است این است که به پیش برویم. شادمانه و بی‌خیال، و تا جایی که کلمات یاری می‌کنند، برای هم قصه بگوییم تا صدای وحشتناکِ سکوتِ این جاده آزارمان ندهد…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران