میز مطالعه من
خانه / یک مرد

یک مرد

مشخصات کتاب

  • عنوان: یک مرد
  • نویسنده: اوریانا فلاچی (Oriana Fallaci)
  • مترجم: یغما گلرویی
  • ناشر نسخه مبدا: انتشارات دارینوش
  • تعداد صفحه: ۴۲۲ صفحه (در نسخهٔ الکترونیکی و پی‌دی‌اف مکتوب)
  • نوع اثر: رمان مستند، زندگینامه سیاسی، روایتی عاطفی-تراژیک

خلاصه داستان و درون‌مایه کتاب
کتاب یک رمان مستند بر پایه زندگی واقعی آلساندرو پاناگولیس (آلکوس)، قهرمان ملی، شاعر و مبارز آزادی‌خواه یونانی است. داستان به صورت خطابی (مخاطب قراردادنِ دوم شخص) از زبان خودِ فلاچی رو به آلکوس روایت می‌شود. محتوای این اثر در چند فصل بزرگ جریان دارد:
۱. سوءقصد و سلول قبرمانند: داستان با ماجرای سوءقصد نافرجام آلکوس به جان «جورج پاپادوپولوس»، دیکتاتور وقت یونان آغاز می‌شود. او دستگیر و به اعدام محکوم می‌شود، اما فشار رسانه‌های بین‌المللی حکم او را به حبس ابد تغییر می‌دهد. او ۵ سال را در یک سلول انفرادی بتنی و قبرمانند زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها سپری می‌کند.
۲. تولد عشق در آزادی: پس از سقوط رژیم دیکتاتوری، آلکوس آزاد می‌شود. اوریانا فلاچی که به عنوان خبرنگار برای مصاحبه با او به یونان رفته، شیفتهٔ روح سرکش او می‌شود و یک رابطهٔ عاشقانه، عمیق و در عین حال پر فراز و نشیب میان آن‌ها شکل می‌گیرد.
۳. تراژدی آخر: آلکوس که به پارلمان راه یافته، متوجه می‌شود دیکتاتوری نمرده بلکه تنها چهره‌اش عوض شده است. او اسنادی علیه سیاستمداران جدید به دست می‌آورد، اما پیش از افشای آن‌ها در یک تصادف رانندگی مشکوک (که فلاچی آن را یک ترور برنامه‌ریزی‌شده می‌داند) کشته می‌شود. داستان با توصیف باشکوه مراسم تشییع جنازه میلیونی او در آتن به پایان می‌رسد.

سبک ترجمه یغما گلرویی
ترجمهٔ یغما گلرویی از این رمان، لحنی بسیار احساسی، حماسی و شاعرانه دارد. گلرویی با انتخاب کلمات جان‌دار، خشم، اندوه و شورِ جاری در قلم فلاچی را به خوبی به مخاطب فارسی‌زبان منتقل کرده است. او در ابتدای کتاب، این اثر را به یاد و خاطرهٔ خسرو گلسرخی (مبارز چپ‌گرای ایرانی) تقدیم کرده است

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای درک معنای واقعی آزادی‌خواهی و هزینهٔ سنگینی که یک انسان صلب برای ایستادن بر سر باورهایش می‌پردازد.
  • تجربۀ یکی از زیباترین و ملموس‌ترین داستان‌های عاشقانهٔ تاریخ ادبیات در بستر جنگ و سیاست.
  • آشنایی با سبکِ نگارشِ طوفانیِ فلاچی که تعمداً ساختار داستان‌های تخیلی را با فکت‌های زمختِ تاریخی پیوند می‌زند

گزیده‌ای از کتاب
«اگر مردی که بلندپروازیِ پرواز دارد سقوط کند، باز هم یک مرد است آلکوس! توده‌ها هیچ‌گاه آزادی را نمی‌خواهند، آن‌ها فقط به دنبال یک اربابِ مهربان‌تر می‌گردند. تو به تنهایی در برابر اژدها ایستادی و وقتی زنجیرهایت را گسستی، فهمیدی که مردم، زندان‌بانانِ خویش را بیشتر از نجات‌دهندگانشان دوست دارند… اما تو تا آخرین نفس تسلیم نشدی و ثابت کردی که برای “یک مرد” بودن، باید در تنهاییِ مطلق جنگید و در تنهاییِ مطلق فرو ریخت…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران