میز مطالعه من
خانه / پنه لوپه به جنگ می‌رود

پنه لوپه به جنگ می‌رود

مشخصات کتاب

  • عنوان: پنه لوپه به جنگ می‌رود
  • نویسنده: اوریانا فلاچی (Oriana Fallaci)
  • مترجم: ویدا مشفق
  • ناشر نسخه چاپی: انتشارات امیرکبیر
  • ناشر الکترونیکی: سایت فرهنگی کتابناک
  • تعداد صفحه: ۱۰۹ صفحه دو صفحه‌ای (معادل ۲۱۷ الی ۲۱۸ صفحه نسخه دیجیتال PDF)
  • نوع اثر: رمان داستانی، ادبیات فمینیستی، نقد مدرنیته و سرمایه‌داری

خلاصه داستان و درون‌مایه کتاب
نام کتاب از اسطورهٔ یونانی «پنه‌لوپه» (همسر وفادار ادیسه) وام گرفته شده است؛ زنی که در خانه می‌ماند، پارچه می‌بافد و منتظر بازگشت شوهرش از جنگ تروآ می‌نشیند. اما فلاچی در این رمان، این کهن‌الگو را واژگون می‌کند.
داستان دربارهٔ زن جوان ایتالیایی به نام «جوانا» (که اطرافیان او را جو صدا می‌زنند) است. او که روحیه‌ای مستقل و فراتر از جامعهٔ سنتی خود دارد، از سوی یک تهیه‌کننده فیلم مأموریت می‌یابد تا برای مدت دو ماه به نیویورک برود و سناریویی برای یک فیلم بنویسد. جو با ورود به نیویورک با جهانِ خشن، پر زرق‌وبرق و مادی‌گرای سرمایه‌داری آمریکا مواجه می‌شود. او در این سفر با عشق دوران نوجوانی‌اش «ریچارد» و دوست او «فرانچسکو» روبرو می‌شود؛ اما این مواجهه به جای خوشبختی، او را وارد یک مثلث عاطفی پیچیده، غریب و فرساینده می‌کند. جو گام‌به‌گام درمی‌یابد که برای تثبیت هویت خود به عنوان یک «زن مستقل»، نباید در خانه منتظر بماند، بلکه باید مانند یک سرباز به قلب جنگِ زندگی شیرجه بزند

اهمیت ادبی و سبک نویسنده
کتاب «پنه لوپه به جنگ می‌رود» سنگ‌بنای تفکر فمینیستی و جامعه‌شناختی فلاچی است که بعدها در کتاب‌های جنس ضعیف و نامه به کودکی که هرگز زاده نشد به اوج رسید. فلاچی در این رمان با لحنی گزنده و طنزآلود، جامعه‌ای را به نقد می‌کشد که حتی در مدرن‌ترین حالت خود (نیویورک)، باز هم زن را به چشم موجودی درجه دو نگاه می‌کند. ترجمهٔ ویدا مشفق با حفظ این لحن عصیان‌گر، اتمسفر سرد و در عین حال پر تب‌وتاب نیویورک دهه ۱۹۶۰ را به زیبایی به زبان فارسی منتقل کرده است.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای دیدن اولین تلاش جدی داستانی اوریانا فلاچی و ردیابی ریشه‌های فکری او.
  • درک چالش‌های یک زن مستقل در مواجهه با عشق‌های دروغین و ساختارهای پنهان مردسالاری مدرن.
  • تجربهٔ نسخهٔ الکترونیکیِ نوستالژیک و قدیمیِ کتابناک (۱۰۹ صفحه دو صفحه‌ای) که لحن بدون سانسور و اصیل دهه پنجاه را در خود دارد.

گزیده‌ای از کتاب (با برگردان ویدا مشفق)
«به تو می‌گویند تو ادیسه نیستی، تو پنه لوپه هستی؛ پس در خانه بمان و تور بباف، چرا نمی‌خواهی بفهمی که زن نمی‌تواند مرد باشد؟ اما من می‌خواستم به جنگ بروم. می‌خواستم ثابت کنم که تنهاییِ میدان جنگ، شرف دارد به اسارتِ گرمِ آشپزخانه‌ای که در آن با یک پیژامهٔ راه‌راه برایت خط‌ونشان می‌کشند. نیویورک با تمام غول‌های آهنی‌اش به من آموخت که اگر یک زن برای جنگیدن آغوش باز نکند، تا همیشه در ویترینِ تجملاتِ سرمایه‌داری، یک کالای تزیینی باقی خواهد ماند…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران