میز مطالعه من
خانه / نامه به پدر

نامه به پدر

مشخصات کتاب

  • عنوان: نامه به پدر (Brief an den Vater)
  • نویسنده: فرانتش کافکا (Franz Kafka)
  • مترجم: فرامرز بهزاد
  • ناشر: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی
  • تعداد صفحه: ۱۰۶ صفحه
  • نوع اثر: نامه‌نگاری، خودزندگینامه، روان‌شناختی

خلاصه کتاب

کافکا در این نامهٔ تفصیلی، با زبانی تلخ، منطقی و در عین حال عاطفی، به کالبدشکافی رابطهٔ تیره و هراس‌آلود خود با پدرش می‌پردازد. او پدر را نماد اقتدار مطلق، خشونت کلامی، تفرعن و بی‌رحمی می‌داند که با تربیت استبدادی خود، تمام اعتمادبه‌نفس، اراده و روحیهٔ حساس فرانتشِ کودک را در نطفه خفه کرده است. کافکا در این ۱۰۶ صفحه، احساس گناه همیشگی، انزوا، ناتوانی در ازدواج و حتی ریشه‌های گرایش خود به نوشتن را ناشی از سایهٔ سنگین و خفه‌کنندهٔ حضور پدر بر زندگی‌اش می‌داند. او تلاش می‌کند به پدر بفهماند که چرا از او می‌ترسد و چگونه این ترس، سراسر زندگی‌اش را فلج کرده است.

درباره نویسنده

فرانتش کافکا (۱۸۸۳ – ۱۹۲۴) نویسندهٔ آلمانی‌زبان یهودی‌تبار بود که در پراگ به دنیا آمد. آثار او به دلیل به تصویر کشیدن بیگانگی، وحشت بروروکراتیک، اضطراب و پوچی جهان مدرن، تأثیری شگرف بر ادبیات قرن بیستم گذاشت، تا جایی که اصطلاح «کافکایی» برای توصیف چنین فضاهایی وارد زبان ادبی شد. مترجم این اثر، فرامرز بهزاد (۱۳۱۴ – ۱۴۰۱)، از مترجمان تراز اول و استادان برجستهٔ زبان و ادبیات آلمانی بود که آثار کافکا را با دقتی بی‌نظیر و وفادار به لحن اصلی نویسنده به فارسی ترجمه کرد.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای درک عمیق‌تر ریشه‌های فکری، گره‌های روانی و اتمسفر حاکم بر رمان‌های شاهکار کافکا نظیر «مسخ».
  • مطالعهٔ یک سند روان‌شناختیِ بی‌نظیر دربارهٔ تأثیر مخرب رفتارهای والدین بر شکل‌گیری ابعاد شخصیتی فرزندان.
  • لذت بردن از ترجمهٔ بسیار دقیق، منسجم و شاهکارِ زنده-یاد فرامرز بهزاد که توسط انتشارات معتبر خوارزمی به چاپ رسیده است.
  • خواندن متنی اعترافی و صریح که به دلیل حجم مناسب (۱۰۶ صفحه) در زمان کوتاهی عمیق‌ترین احساسات انسانی را منتقل می‌کند.

گزیده‌ای از کتاب

«… از من پرسیده بودی چرا می‌گویم از تو می‌ترسم. من هم مثل همیشه در قبال این پرسشت پاسخی نداشتم؛ یک‌بخش به این دلیل که همین ترس من از تو، مرا از هرگونه سخن گفتنی بازمی‌داشت، و بخش دیگر به این خاطر که برای توجیه این ترس، پرداختن به جزئیاتی لازم بود که من در هنگام سخن گفتن نمی‌توانستم همهٔ آن‌ها را در ذهن نگاه دارم…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران