میز مطالعه من
خانه / نابینای نوازنده

نابینای نوازنده

مشخصات کتاب

  • عنوان فارسی: نابینای نوازنده (یا نوازندهٔ نابینا)
  • عنوان اصلی: Slepoi Musykant / انگلیسی: The Blind Musician
  • نویسنده: ولادیمیر کورولنکو (Vladimir Korolenko)
  • مترجم: گامایون (برگردان کلاسیکِ فارسی برای انتشارات شوروی)
  • ناشر: بنگاه نشرات پروگرس (مسکو)
  • سال انتشار اصلی: ۱۸۸۶ میلادی (۱۲۶۵ هجری شمسی)
  • تعداد صفحه: ۲۴۷ صفحه (در شناسنامهٔ برخی بازچاپ‌های داخلی ایران مانند انتشارات اساطیر ۲۴۶ تا ۲۴۸ صفحه)
  • نوع اثر: ادبیات کلاسیک روسیه، رمان روان‌شناختی، درام اجتماعی-تربیتی

خلاصه کتاب
داستان این رمان ۲۴۷ صفحه‌ای در طبیعت بکر و زیبای جنوب غربی روسیه (اوکراین کنونی) جریان دارد. پسرکی به نام «پتروسیا» در خانواده‌ای ثروتمند و زمین‌دار، نابینای مادرزاد به دنیا می‌آید. مادر مهربانش و دایی او، «ماکسیم» (که یک سرباز قدیمیِ معلول و جنگ‌دیده است)، مسئولیت تربیت پتروسیا را بر عهده می‌گیرند. دایی ماکسیم با روش‌های سخت‌گیرانه اما عمیق خود مانع از آن می‌شود که پتروسیا پسری لوس، منزوی و وابسته بار بیاید.
پتروسیا جهان پیرامون خود، رنگ‌ها، طبیعت و احساسات آدم‌ها را نه با چشم، بلکه از طریق شنواییِ بسیار حساس و بساوایی ظریفش کشف می‌کند. نقطهٔ عطف زندگی او زمانی است که با آوای «نی‌لبکِ» جوآکیم (مهتر اصطبل) و سپس پیانوی مادرش آشنا می‌شود. او با ترکیب ملودی‌های بومی و فولکلور به یک نوازندهٔ پیانوی نابغه تبدیل می‌شود. اما کتاب تنها یک داستان رشد ساده نیست؛ کورولنکو به شکلی استادانه بحران‌های روحی، رنج‌های جانکاهِ ندیدن و کشمکش‌های درونیِ پتروسیا را کالبدشکافی می‌کند که چگونه در نهایت با کمک عشقِ دختری همسایه و سفر در میان فقرا، به صلحِ درونی می‌رسد و هنر را به ابزاری برای بیناییِ روحش تبدیل می‌کند

درباره نویسنده و مترجم

  • ولادیمیر کورولنکو: (۱۸۵۳ – ۱۹۲۱) نویسنده، بشر‌دوست و فعال حقوق بشر دورهٔ تزاری بود که به دلیل مخالفت‌های سیاسی‌اش سال‌ها در سیبری در تبعید زیست. او این کتاب را نه به عنوان یک بیانیهٔ علمی پزشکی، بلکه به عنوان یک «مطالعهٔ روان‌شناختی» در ستایش تلاش انسان برای رسیدن به کمال و «اشتیاقِ غریزی به نور و روشنایی» نوشت. سبک رئالیسم رمانتیک او سرشار از توصیف‌های خیره‌کننده از طبیعت است.
  • مترجم (گامایون) و ناشر: بنگاه نشرات پروگرس مسکو، ناشر دولتی اتحاد جماهیر شوروی بود که شاهکارهای روس را به زبان‌های مختلف ترجمه می‌کرد. ترجمهٔ «گامایون» به دلیل استفاده از واژگان اصیل فارسی دری و حفظ لحن شاعرانه، توصیفی و عاطفی کورولنکو، یکی از نوستالژیک‌ترین و دقیق‌ترین برگردان‌های این اثر محسوب می‌شود که بعدها در ایران نیز توسط ناشرانی چون اساطیر بازچاپ شد

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • مواجهه با یکی از بهترین کالبدشکافی‌های روانی معلولیت در تاریخ ادبیات جهان.
  • بهره‌مندی از توصیف‌های صوتی و حسی شگفت‌انگیز؛ چندلر و داستایفسکی با تصویر می‌نویسند، اما کورولنکو در این کتاب با «صدا» نقاشی می‌کند.
  • حجم متناسب و ریتم پخته (۲۴۷ صفحه) که پیوند عمیق میان هنر موسیقی و شفا یافتن روح را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

گزیده‌ای از کتاب (با برگردان گامایون)
«پتروسیا در میان تاریکیِ ابدیِ خود نشسته بود، اما پنجره‌های روح او رو به جهانِ آواها گشوده بودند. برای او، بادِ بهاری یک رنگ داشت و صدای ریزش باران روی برگ‌ها رنگی دیگر. او به دایی ماکسیم گفت: “من نور را نمی‌بینم، اما آن را در رگ‌های این پیانو حس می‌کنم.” دایی لبخندی تلخ زد و پاسخ داد: “پسرم، بسیاری از آدم‌ها چشم دارند اما در تاریکیِ مطلقِ جهل و خودخواهی زندگی می‌کنند؛ نوازندگی تو، چشمِ دلِ آن‌ها را باز خواهد کرد. تو تاریکی را به زانو درآورده‌ای، چون یاد گرفته‌ای که حقیقتِ جهان را نه با نگاه، بلکه با تپش‌های قلبت لمس کنی…”»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران