میز مطالعه من
خانه / ماهی سیاه کوچولو

ماهی سیاه کوچولو

مشخصات کتاب:

  • عنوان: ماهی سیاه کوچولو
  • نویسنده: صمد بهرنگی
  • مترجم: ندارد (کتاب اصالتاً به زبان فارسی نوشته شده است).
  • سال چاپ اصلی: ۱۳۴۶ خورشیدی (نگارش داستان در شهریور ۱۳۴۶ به پایان رسید و نخستین بار در سال ۱۳۴۷ منتشر شد).
  • ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  • نوبت چاپ: اول (چاپ نخست با تصویرگری‌های ماندگار و برنده جایزه جهانی از فرشید مثقالی در سال ۱۳۴۷ عرضه شد).
  • تعداد صفحه کتاب: ۴۵ صفحه (نسخه مصور کلاسیک کانون)

خلاصه کتاب:
داستان در شب یلدا و در اعماق دریا آغاز می‌شود، جایی که یک ماهی پیر داستان سفر ماهی سیاه کوچولو را برای ۱۲ هزار فرزند و نوه‌اش تعریف می‌کند. ماهی سیاه کوچولو همراه مادرش در یک جویبار کوچک زندگی می‌کند اما مدام این سوال را می‌پرسد که آیا زندگی فقط چرخیدن در این فضای محدود است یا دنیای بزرگتری هم وجود دارد؟ او علیرغم مخالفت شدید مادر و همسایگان، سفر خود را به سمت پایین آبشار و رودخانه آغاز می‌کند. در طول راه، او با موجودات مختلفی مثل قورباغه‌های قانع، خرچنگ طماع، مارمولک دانا و در نهایت مرغ سقا (پلیکان) و مرغ ماهیخوار مواجه می‌شود و راه رسم مبارزه و زندگی را فرامی‌گیرد

درباره نویسنده:
صمد بهرنگی (۱۳۱۸–۱۳۴۷) معروف به «عمو صمد»، معلم، منتقد اجتماعی، مترجم و داستان‌نویس متعهد آذربایجانی بود. او زندگی کوتاه خود را وقف آموزش به کودکان روستایی محروم آذربایجان کرد و با جمع‌آوری فولکلور و نگارش قصه‌هایی مانند اولدوز و کلاغ‌ها و بیست‌وچهار ساعت در خواب و بیداری به نماد ادبیات متعهد و چپ‌گرای ایران تبدیل شد. صمد در شهریور ۱۳۴۷ به طرزی مشکوک در رودخانه ارس غرق شد که مرگ او موجی از گمانه‌زنی‌های سیاسی را به همراه داشت

چرا باید این کتاب را خواند؟
۱. شاهکار ادبیات نمادین ایران: این کتاب صرفاً یک قصه کودکانه نیست؛ بلکه یک بیانیه سیاسی و اجتماعی برای نسل جوان دهه ۴۰ و ۵۰ ایران بود که به همین دلیل در رژیم گذشته ممنوع‌الانتشار شد.
۲. افتخار بین‌المللی ادبیات ایران: تصاویر این کتاب که توسط فرشید مثقالی خلق شده‌اند، جوایز معتبری چون جایزه نمایشگاه کتاب کودک بولونیا (۱۹۶۹) و جایزه هانس کریستین اندرسن (۱۹۷4) را برای ایران به ارمغان آوردند.
۳. آموزش تفکر مستقل و شجاعت: کتاب به زیبایی به مخاطب در هر سنی یاد می‌دهد که نباید به شرایط تحمیلی و محدود محیط تن داد و برای کشف حقیقت و رسیدن به «دریا»، باید خطرات مسیر را به جان خرید.

گزیده‌ای از خود کتاب:
«مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم — که می‌شوم — مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران