میز مطالعه من
خانه / لالهٔ سیاه

لالهٔ سیاه

مشخصات کتاب

  • عنوان فارسی: لالهٔ سیاه (نام اصلی: La Tulipe noire)
  • نویسنده: الکساندر دوما (پدر)
  • مترجم: هادی عادل‌پور
  • ناشر: انتشارات کوشش
  • نوبت چاپ: اول (۱۳۷۵)
  • تعداد صفحه: ۱۰۸ صفحه (نسخهٔ خلاصه‌شده و مینی‌مال)
  • نوع اثر: ادبیات کلاسیک جهان، رمان تاریخی-سیاسی، درام رمانتیک و معمایی
  • نسخه اصلی انتشار: سال 1850 میلادی

خلاصه کتاب
داستان در سال ۱۶۷۲ در کشور هلند و در بحبوحهٔ یک رویداد واقعی تاریخی (قتل وحشیانهٔ جان دو ویت، نخست‌وزیر هلند، به دست اوباش) و جریان جنون‌آمیزِ پرورش گل لاله در این کشور آغاز می‌شود. انجمن باغبانی شهر هارلم پاداش کلانی (۱۰۰ هزار فلورین) برای کسی تعیین کرده که بتواند یک «لالهٔ کاملاً سیاه و بی‌نقص» پرورش دهد.
جوان باهوش، ثروتمند و بی‌حاشیه‌ای به نام «کورنلیوس وان برل» تمام وقت و ثروت خود را وقف این کار می‌کند و در آستانهٔ موفقیت قرار می‌گیرد. اما همسایهٔ حسود و کینه‌توز او، «ایزاک بوکستل»، که او هم در پرورش لاله شکست خورده، برای نابودی کورنلیوس توطئه‌ای می‌چیند. او نامه‌های سیاسی و محرمانهٔ نخست‌وزیر مقتول را که به امانت در خانهٔ کورنلیوس بوده، لو می‌دهد. کورنلیوس به اتهام خیانت بزرگ به اعدام (که بعداً به حبس ابد تبدیل می‌شود) محکوم شده و به قلعهٔ مخوف «لوونشتاین» فرستاده می‌شود.
نقطهٔ عطف این ۱۰۸ صفحه، آشنایی کورنلیوس با «رزا»، دختر زیبا و پاک‌دلِ زندان‌بان است. کورنلیوس که سه پیازچهٔ لالهٔ سیاه را با خود به زندان آورده، با کمک و عشق رزا شروع به پرورش پیازچه‌ها در تاریکی زندان می‌کند. داستان به یک رقابت پرتعلیق میان عشق و باغبانی از یک‌سو، و خیانت و حسادت بوکستل از سوی دیگر تبدیل می‌شود تا مشخص شود آیا لالهٔ سیاه سرانجام در دستان حق‌طلب این زوج شکوفا خواهد شد یا خیر.

درباره نویسنده و مترجم

  • الکساندر دوما: (۱۸۰۲ – ۱۸۷۰) خالق رمان‌های ماندگاری چون سه تفنگدار، در این کتاب بر خلاف آثار دیگرش که پر از جنگ‌های تن‌به‌تن و شمشیرزنی است، داستانی آرام‌تر، اخلاقی‌تر و به شدت عاطفی خلق کرده که در آن گل لاله نمادی از امید، صبر و حقیقتِ پنهان است.
  • هادی عادل‌پور: مترجم باسابقهٔ کشورمان که پیش از این رمان‌های پلیسی و تریلر بسیاری (مانند آثار سیدنی شلدون) را روانهٔ بازار کرده، در این نسخهٔ فشرده از انتشارات کوشش توانسته است ضرب‌آهنگ حوادث را تند و خواندنی نگه دارد تا مخاطب بدون مواجهه با توصیف‌های طولانیِ تاریخ هلند، مستقیماً وارد هستهٔ دراماتیک داستان شود.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • مطالعهٔ یکی از زیباترین نمادپردازی‌های ادبیات کلاسیک (پیروزی هنر و عشق بر حسادت و استبداد).
  • حجم بسیار خلاصه و جیبی (۱۰۸ صفحه) که آن را به گزینه‌ای فوق‌العاده سریع و لذت‌بخش برای یک نشست مطالعه تبدیل کرده است.
  • آشنایی با اتمسفرِ تاریخیِ دورهٔ «جنون لاله» در اروپا که ثروت‌ها و مکر‌های زیادی را رقم زد.

گزیده‌ای از کتاب (با برگردان هادی عادل‌پور)
«کورنلیوس در آن سلول تاریک و نمور، در حالی که زنجیرها دستانش را آزار می‌دادند، به پیازچه‌های لاله که در جیبش پنهان کرده بود، دست کشید. آن‌ها تنها امید او برای زنده ماندن بودند. او به رزا گفت: “این گل‌ها مثل روح من هستند؛ هر چقدر هم که دنیا مرا در تاریکی و انزوا غرق کند، اگر دست‌های پرمهر تو به آن‌ها آب بدهد، روزی سیاه‌ترین و زیباترین لالهٔ جهان در این خاک شکوفا خواهد شد.” بوکستل فکر می‌کرد با دزدیدن افتخار او می‌تواند خوشبخت شود، اما نمی‌دانست لالهٔ سیاه فقط در بستر عشق و پاک‌دستی ریشه می‌دواند، نه در لجن‌زارِ حسادت و خیانت…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران