میز مطالعه من
خانه / جنس ضعیف

جنس ضعیف

مشخصات کتاب

  • عنوان: جنس ضعیف (گزارشی از وضعیت زنان جهان)
  • نویسنده: اوریانا فلاچی (Oriana Fallaci)
  • مترجم: ویدا مشفق
  • ناشر: انتشارات صفی‌علیشاه
  • نوبت چاپ: اول (دهه ۱۳۵۰ خورشیدی)
  • تعداد صفحه: ۲۰۰ صفحه
  • نوع اثر: گزارش‌نویسی روایی (ژورنالیسم مستند)، مردم‌شناسی، ادبیات فمینیستی

خلاصه و مسیر سفرهای کتاب
فلاچی سفر دور دنیای خود را از شرق آغاز می‌کند و به غرب پیش می‌برد. او در این ۲۰۰ صفحه، مشاهدات عینی خود را از وضعیت زنان در چندین ایستگاه کلیدی روایت می‌کند:
۱. پاکستان و تنهایی در پشت روبنده‌ها: او از چشمانِ پنهانِ زنان در پسِ چادرهای ضخیم می‌نویسد و تنهایی و بی‌حقوقی آن‌ها را در ساختار سنتی جامعه واکاوی می‌کند.
۲. هند و تضاد بزرگ: فلاچی به سراغ کشوری می‌رود که در آن واحد هم نخست‌وزیر زن دارد (انديرا گاندی) و هم گاوها در خیابان‌هایش از زنان محترم‌تر و ایمن‌تر هستند.
۳. ژاپن و گذار از سنت به مدرنیته: بررسی وضعیت «گیشاها» و دخترانی که میان بندگی سنتی و آزادی به سبک هالیوود معلق مانده‌اند.
۴. آمریکا و توهمِ خوشبختی: فلاچی در ایستگاه آخر به سراغ نیویورک می‌رود. او نشان می‌دهد که زنان غربی با وجود آزادی‌های ظاهری و داشتن لوازم خانگی مدرن، درگیر مسابقهٔ فرسایندهٔ مادی‌گرایی، تنهایی مفرط و بحرانِ هویت هستند. نتیجه‌گیری فلاچی تکان‌دهنده است: در هیچ‌کجای زمین، زنان هنوز به خوشبختی و آزادی واقعی نرسیده‌اند.

درباره مترجم
ویدا مشفق از مترجمان پیش‌گام و باسابقهٔ ایران است که در دهه‌های چهل و پنجاه، آثار متعددی را از ادبیات داستانی و مستند جهان به فارسی برگرداند. برگردان او از قلمِ تند و تیز فلاچی در این کتاب، بسیار روان، صریح و بدون سانسور است که به خوبی لحن طنزآمیز، گزنده و شفقت‌آمیز نویسنده را منعکس می‌کند.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای دیدن یک اطلسِ مردم‌شناسیِ بی‌رتوش از وضعیت زنان جهان در میانهٔ قرن بیستم.
  • آشنایی با ریشه‌های روزنامه‌نگاریِ تحقیقی و سبکِ جسورانهٔ فلاچی پیش از آنکه به شهرت جهانی برسد.
  • مطالعهٔ یک اثر فشرده (۲۰۰ صفحه) که کلیشه‌های رایج دربارهٔ «خوشبختیِ زن غربی» و «بدبختیِ مطلقِ زن شرقی» را به چالش می‌کشد.

گزیده‌ای از کتاب
«من این سفر را با این امید آغاز کردم که شاید در گوشه‌ای از این کرهٔ خاکی، زنانی را بیابم که به معنای واقعی آزاد و خوشبخت باشند. اما در پایان سفر، وقتی به رم بازگشتم، فهمیدم که “جنس ضعیف” بودن یک جغرافیای خاص ندارد. چه در شرق پشتِ پارچه‌های سیاه برقع پنهان شوی و چه در غرب، در آشپزخانه‌های مدرن پلاستیکی اسیرِ تبریک‌های دروغینِ روز زن باشی، تاریخ هنوز تو را به عنوان یک انسانِ تراز اول به رسمیت نشناخته است. تنهایی و اسارت، در هر کجای دنیا طعم یکسانی دارد…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران