میز مطالعه من
خانه / هفت اورنگ

هفت اورنگ

عنوان: هفت اورنگ
شاعر: نورالدین عبدالرحمن جامی
تصحیح: مرتضی مدرس گیلانی
ناشر: سعدی
تعداد صفحه: ۱۰۸۹ صفحه
مترجم: — (اثر به زبان فارسی است)
نوبت چاپ: — (ذکر نشده است)
موضوع: شعر فارسی، عرفان، ادبیات کلاسیک، مثنوی، اخلاق و حکمت

خلاصه و محتوای کتاب
«هفت اورنگ» برخلاف یک رمان، داستان واحدی ندارد؛ بلکه از هفت مثنوی مستقل تشکیل شده است که هرکدام فضای داستانی و موضوعی خاص خود را دارند.
این هفت مثنوی عبارت‌اند از:
سلسلةالذهب — یکی از مهم‌ترین مثنوی‌های جامی با مضامین عرفانی، اخلاقی و فلسفی.
سلامان و ابسال — داستانی نمادین و فلسفی درباره عشق، تعلق، آزمون و رهایی.
تحفةالاحرار — اثری عرفانی و اخلاقی با حکایت‌ها و اندرزهای فراوان.
سبحةالابرار — مجموعه‌ای از مباحث اخلاقی، عرفانی و تربیتی.
یوسف و زلیخا — روایت منظوم داستان قرآنی یوسف و زلیخا با تأکید بر عشق و عرفان.
لیلی و مجنون — بازآفرینی داستان مشهور عشق لیلی و مجنون در قالبی عرفانی.
خردنامه اسکندری — اثری حکمی و فلسفی درباره خرد، سیاست، اخلاق و زندگی.
جامی در این مجموعه، عشق زمینی را در بسیاری از موارد به‌عنوان نمادی برای رسیدن به عشق حقیقی به کار می‌گیرد. همچنین موضوعاتی مانند مبارزه با نفس، معرفت، خرد، اخلاق، زهد و سیر و سلوک در سراسر مجموعه حضور دارند.

درباره جامی
نورالدین عبدالرحمن جامی
(۸۱۷–۸۹۸ق) از بزرگ‌ترین شاعران، عارفان و دانشمندان دوره تیموری بود. او در جام خراسان زاده شد و بیشتر عمر خود را در هرات گذراند.
جامی را گاه «خاتم‌الشعرا» می‌نامند؛ زیرا او را آخرین شاعر بزرگ سنت کلاسیک فارسی پیش از دگرگونی‌های ادبی دوره‌های بعد می‌دانند.
از آثار مشهور او:
هفت اورنگ
نفحات‌الانس
بهارستان
دیوان جامی
اشعةاللمعات
لوایح

درباره تصحیح
مرتضی مدرس گیلانی
از پژوهشگران و مصححان متون کلاسیک فارسی بوده و تصحیح او از این مجموعه برای ارائه متنی منقح از اثر جامی در این چاپ به کار رفته است.

چرا باید این کتاب را خواند؟
یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های منظوم جامی
شامل هفت مثنوی بزرگ و متفاوت
آمیخته‌ای از عشق، عرفان، حکمت و اخلاق
آشنایی با فرهنگ و اندیشه ادبی دوره تیموری
شامل روایت‌های مشهور یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون
مناسب برای مطالعه جدی ادبیات کلاسیک فارسی

گزیده‌ای از هفت اورنگ
عشق آید و عقل را ز سر برد
جان را ز جهان به یک نظر برد
دل زنده به عشق دوست باید
جان بسته به تار موی باید
هر کس که ز خویشتن رها شد
در کوی حقیقت آشنا شد
علمی که به عمل نیاید
جز بار گران چه فایده دارد؟

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران