میز مطالعه من
خانه / عرفان جامی

عرفان جامی

مشخصات کتاب

  • عنوان: عرفان جامی
  • نویسنده: عبدالغفور رجا
  • ناشر: انجمن فرهنگی کهکشان (لندن – انگلیس)
  • سال انتشار: ۱۳۷۶ هجری شمسی (۱۹۹۷ میلادی)
  • تعداد صفحه: ۱۰۱ صفحه
  • نوع اثر: رساله پژوهشی، ادبیات صوفیانه، عرفان اسلامی

خلاصه و محتوای کتاب

کتاب با وجود حجم فشرده خود (۱۰۱ صفحه)، به شکلی ساختاریافته به بررسی ابعاد معنوی زندگی جامی می‌پردازد:
۱. سیر و سلوک جامی: بررسی چگونگی گرایش جامی به تصوف، پیوستن او به طریقت نقشبندیه و ارادت او به خواجه احرار و سعدالدین کاشغری.
۲. تبیین وحدت وجود: واکاوی نقش جامی در ساده‌سازی و شرح نظریه پیچیده «وحدت وجود» محیی‌الدین ابن عربی در آثاری چون لوایح و نقد النصوص.
۳. تجلی عرفان در شعر: تحلیل چگونگی تبدیل شدن مفاهیم خشک فلسفی و عرفانی به مضامین عاشقانه و لطیف در مثنوی‌های هفت‌اورنگ (به‌ویژه یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون) و دیوان اشعار او.
۴. عشق مجازی و عشق حقیقی: نویسنده به بررسی دیدگاه جامی پیرامون تجلی زیبایی الهی در صورت‌های زمینی و عبور از عشق مجازی برای رسیدن به معرفت ناب تکیه می‌کند

درباره نویسنده و ناشر

  • عبدالغفور رجا: پژوهشگر و نویسنده معاصر افغانستانی است که علایق پژوهشی او عمدتاً معطوف به تاریخ ادبیات، میراث صوفیانه و مشاهیر حوزه تمدنی خراسان بزرگ است.
  • انجمن فرهنگی کهکشان: این ناشر و بنیاد فرهنگی توسط مهاجران و فرهیختگان افغانستانی در لندن پایه‌گذاری شد. این انجمن در دهه هفتاد متون تخصصی، ادبی و رساله‌های مربوط به فرهنگ و ادبیات صوفیانه افغانستان و منطقه را به چاپ می‌رساند.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • دسترسی به یک خلاصه منسجم و سریع درباره جهان‌بینی جامی، بدون نیاز به خواندن تذکره‌های حجیم قدیمی.
  • درک بهتر رابطه میان تصوف نقشبندی و ادبیات حوزۀ خراسان در اواخر دوران تیموریان.
  • گزینه‌ای عالی برای دانشجویان ادبیات و علاقه‌مندان به عرفان اسلامی که به دنبال یک منبع موجز و کلیدی هستند.

گزیده‌ای از کتاب

«جامی در انتهای دوران طلایی تصوف ایستاده بود؛ جایی که شعر دیگر تنها وسیله‌ای برای تفنن نبود، بلکه ابزاری برای شهود به شمار می‌رفت. او معتقد بود کمال انسانی در انزوا و دوری از خلق نیست، بلکه در “خلوت در انجمن” است؛ یعنی دل با یار و دست در کار. او عشق را نردبانی می‌دانست که هرچند پله اولش صورتی انسانی دارد، اما انتهایش به ساحت بی‌رنگ حق متصل می‌شود…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران