میز مطالعه من
خانه / دنیای قشنگ نو

دنیای قشنگ نو

مشخصات کتاب

  • عنوان: دنیای قشنگ نو (انگلیسی: Brave New World)
  • نویسنده: آلدوس هاکسلی
  • مترجم: سعید حمیدیان
  • ناشر: انتشارات پیام (نشر پیام)
  • تعداد صفحه: ۲۶۶ صفحه
  • نوع اثر: ادبیات کلاسیک جهان، رمان پادآرمان‌شهری، علمی-تخیلی فلسفی

خلاصه و درون‌مایهٔ داستان
وقایع این رمان در سال ۲۵۴۰ میلادی (معادل ۶۳۲ بعد از هنری فورد) در شهر لندن می‌گذرد. هاکسلی جامعه‌ای جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن تولید مثل از کنترل انسان خارج شده و نوزادان در لوله‌های آزمایشگاه و با ویژگی‌های از پیش تعیین‌شده و مهندسی‌شده (طبقات آلفا، بتا، گاما تا اپسیلون) پرورش می‌یابند.
در این دنیا جنگ، فقر، بیماری، پیری، دین، هنر و وابستگی‌های عاطفی و خانوادگی به کلی حذف شده‌اند تا تنها هدف حکومت، ایجاد سعادت سطحی، رفاه مکانیکی و از بین بردن رنج‌های غیرضروری با کمک داروهای شادی‌آور (مثل سوما) باشد. اما در این میان، برخی شخصیت‌ها مانند برنارد مارکس دچار تردید و هراس از این ماشین بی‌روحِ خوشبختی اجباری می‌شوند. این ۲۶۶ صفحه به شکلی خیره‌کننده هشدار می‌دهد که چگونه تکنولوژی و مصرف‌گرایی افراطی می‌تواند آزادی را با رضایت خودِ انسان به زنجیر بکشد.

درباره نویسنده و مترجم

  • آلدوس هاکسلی: (۱۸۹۴ – ۱۹۶۳) نویسنده، فیلسوف و متفکر برجستهٔ انگلیسی بود که با نگاهی انتقادی و بدبینانه نسبت به پیشرفت‌های شتاب‌زدهٔ فناوری و مداخلات بیولوژیک در خلقت انسان، این اثر جاودانه را خلق کرد.
  • سعید حمیدیان: از برجسته‌ترین استادان زبان و ادبیات فارسی و مترجمان نام‌آشنای کشور است. ترجمهٔ او از «دنیای قشنگ نو» به دلیل تسلط بر مفاهیم فلسفی و ادبی متن اصلی، به عنوان یکی از دقیق‌ترین و پالوده‌ترین برگردان‌های این رمان شناخته می‌شود.

چرا باید این کتاب را خواند؟

  • برای درک تفاوت میان پادآرمان‌شهر هاکسلی (کنترل از طریق سرگرمی و رفاه) و پادآرمان‌شهر اورول در کتاب ۱۹۸۴ (کنترل از طریق ترس و سرکوب).
  • پیش‌بینی دقیقِ بسیاری از تحولات فناوری، مهندسی ژنتیک و شرایط روانی انسان مدرنِ امروز.
  • حجم استاندارد و ساختار منسجم ۲۶۶ صفحه‌ای که تعلیق فلسفی داستان را به شکلی تاثیرگذار منتقل می‌کند.

گزیده‌ای از متن کتاب (با برگردان سعید حمیدیان)
«در این دنیای قشنگ و نو، دیگر هیچ‌کس تنها نیست، هیچ‌کس رنج نمی‌کشد و همه تا سرحد مرگ شادند! ما نیازی به هنر، مذهب یا تضادهای درونی نداریم؛ چون سوما هست، خنده‌های مصنوعی هست و لوله‌های آزمایشگاهی که انسان‌ها را به اندازهٔ کفش‌ها و پیراهن‌ها دقیق و استاندارد تولید می‌کنند. اما به راستی، اگر حقِ رنج کشیدن، حقِ تردید کردن و حقِ انتخابِ آگاهانه را از انسان بگیریم، از اصالتِ آدم بودن چه چیزی باقی می‌ماند؟ یک اتوماتِ خوشبخت که حتی نمی‌داند آزادی چیست…»

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران