میز مطالعه من
خانه / استاد ساربان
استاد ساربان

استاد ساربان

این شخص کیست؟
استاد ساربان (با نام اصلی عبدالرحیم محمودی)، خواننده، آهنگساز و شاعر پیشگام اهل افغانستان بود. او به عنوان یکی از ستون‌های اصلی و معماران «موسیقی آماتور و مدرن افغانستان» شناخته می‌شود که با تلفیق شعر فاخر کلاسیک (مانند حافظ، سعدی و مولانا) با موسیقی ارکسترال، جانی تازه به هنر آوازخوانی در کشورش بخشید.

تولد و وفات

  • تاریخ تولد: ۷ حمل (فروردین) ۱۳۰۸ هجری خورشیدی (۱۹۲۹ میلادی) در محله کهن «خرابات» کابل.
  • تاریخ وفات: ۸ حمل (فروردین) ۱۳۷۳ هجری خورشیدی (۱۹۹۴ میلادی) در سن ۶۵ سالگی به دلیل سکته مغزی و بیماری طولانی‌مدت در پشاور پاکستان.
  • محل دفن: او ابتدا در غربت (پاکستان) دفن شد، اما در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، پیکرش با تلاش اهالی فرهنگ و با تشریفات رسمی به کابل منتقل گردید و در آرامستان «شهدای صالحین» به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه کوتاه
عبدالرحیم محمودی در خانواده‌ای اهل علم و مبارز چشم به جهان گشود؛ پدرش محمدباقر از بزرگان کابل بود. او آموزش‌های ابتدایی را در مکتب قاری عبدالله و لیسه عایشه درانی سپری کرد. او از نوجوانی شیفته هنر تئاتر و موسیقی بود و فعالیت هنری خود را در اوایل دهه ۱۳۳۰ خورشیدی با نام مستعار «ساربان» در «پوکتنی تیاتر» (تئاتر ملی) کابل به عنوان بازیگر و خواننده آغاز کرد. ساربان با ورود به رادیو افغانستان و همکاری با آهنگسازان بزرگی چون استاد سرمست و استاد ننگیالی، سبک جدیدی از موسیقی ارکسترال را پایه‌گذاری کرد که جوانان تحصیل‌کرده را شیفته خود ساخت. با این حال، زندگی او پس از یک شکست عاطفی سنگین و به دنبال آن حوادث خونبار سیاسی دهه ۱۳۵۰ خورشیدی دگرگون شد؛ او دچار بیماری شدید روحی و روانی (افسردگی حاد) شد، تکلم خود را تقریباً از دست داد و گوشه‌نشین شد. با آغاز جنگ‌های داخلی کابل، خانواده‌اش او را به پشاور بردند و او در نهایت غربت و فقر درگذشت.

آثار معروف
آهنگ‌های ساربان، بخش مهمی از حافظه شنیداری و نوستالژیک مردم افغانستان است و بارها توسط خوانندگان نسل‌های بعد (از جمله احمد ظاهر) بازخوانی شده است:

  • آهنگ جاودانه «بیا که بریم به مزار»: معروف‌ترین تصنیف او که به سرود غیررسمی جشن نوروز مزارشریف تبدیل شد.
  • آهنگ «یا مولا دلم تنگ آمده»: شاهکار موسیقی مذهبی و نجواهای صوفیانه او.
  • آهنگ‌های معروفی چون: «خورشید من کجایی»، «ثریا چاره‌ام کن»، «دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما»، و «ای دیرآشنا».

سبک هنری
سبک ساربان، موسیقی پاپ-کلاسیک ارکسترال با هویت شرقی بود. او برخلاف سنت رایج زمانه که بیشتر سبک غزل‌خوانی هندی (غلام‌علی یا مهدی حسن) را تقلید می‌کردند، به سراغ اجرای اشعار کلاسیک فارسی و بومی کابل رفت. صدای او حزن‌انگیز، بم، بسیار پرطنین و سرشار از ارتعاش‌های عاطفی عمیق بود؛ صدایی که طعم تنهایی، درد غریبانه انسان مدرن و عصیان صوفیانه را با خود داشت.

نقل قول و بیت معروف
او خود شاعر و سخن‌سنج نیز بود و تک‌بیت زیر از سروده‌های خودش، آیینه تمام‌نمای سرنوشت تلخ و خط سیر زندگی‌اش شد:
«من ساربان سرگردان، در دشت و صحرا باران / محمل به منزل کی رسد، من خسته‌ام ناقه ناتوان»

تاثیر او بر هنر و جامعه
ساربان مسیر موسیقی افغانستان را از حالت درباری و صرفاً سنتی، به سمتی مدرن، دانشگاهی و عامه‌پسند هدایت کرد. او جاده‌صاف‌کنِ ظهور اسطوره‌های بعدی مانند احمد ظاهر بود؛ به طوری که احمد ظاهر همواره خود را مدیون سبک و آهنگ‌های ساربان می‌دانست. تاثیر او بر فرهنگ کابل به قدری است که مستندها و کتاب‌های متعددی (مانند کتاب «ساربان، فریاد حسرت» نوشته داکتر صبورالله سیاسنگ) درباره گره‌های کور زندگی و هنر او نگاشته شده است.

منابع و مآخذ

  • گزارش ویژه بخش فرهنگی خبرگزاری بی‌بی‌سی فارسی (BBC) درباره سی‌امین سالگرد درگذشت ساربان.
  • مدخل بیوگرافی و آرشیو آهنگ‌ها در دانشنامه هنری افغان موزیک (Afghan Music).
  • کتاب‌شناسی و بررسی پرونده زندگی هنرمند در پورتال تحلیلی کابل‌ناتهـ (Kabulnath).

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران