میز مطالعه من
خانه / بوریس پاسترناک
بوریس پاسترناک

بوریس پاسترناک

این شخص کیست؟

بوریس پاسترناک (Boris Pasternak)، شاعر، رمان‌نویس و مترجم برجسته و نامدار روس است. او به عنوان یکی از ستون‌های شعر قرن بیستم روسیه و از برندگان بنام اما بدشانس جایزه نوبل ادبیات شناخته می‌شود که با نوشتن یک شاهکار داستانی، جنجالی‌ترین حادثه ادبی دوران جنگ سرد را رقم زد.

تولد و وفات

  • تاریخ تولد: ۱۰ فوریه ۱۸۹۰ میلادی (۲۲ بهمن ۱۲۶۸ خورشیدی) در مسکو، روسیه تزاری.
  • تاریخ وفات: ۳۰ مه ۱۹۶۰ میلادی (۹ خرداد ۱۳۳۹ خورشیدی) در سن ۷۰ سالگی در پردلکینو (نزدیکی مسکو).
  • علت وفات: سرطان ریه و عوارض ناشی از ده سال فشار سیاسی و انزوای شدید.

زندگی‌نامه کوتاه

پاسترناک در خانواده‌ای به غایت هنرمند و یهودی‌تبار در مسکو زاده شد؛ پدرش لئونید پاسترناک نقاش برجسته و تصویرگر آثار تولستوی، و مادرش رزا کاوفمان پیانیست مشهوری بود. او ابتدا تحت تاثیر اسکریابین به مدت شش سال در کنسرواتوار مسکو به تحصیل موسیقی و آهنگسازی پرداخت، اما بعد آن را رها کرد و برای تحصیل در رشته فلسفه به دانشگاه ماربورگ آلمان رفت. در نهایت فلسفه را نیز کنار گذاشت و زندگی خود را وقف ادبیات کرد. او ابتدا با انقلاب ۱۹۱۷ همراهی کرد اما به سرعت با دیدن خشونت‌ها و سرکوب‌های حکومت کمونیستی شوروی، دچار سرخوردگی عمیق شد. او سال‌ها تحت سانسور شدید حکومت استالین بود و برای امرار معاش به ترجمه آثار شکسپیر و گوته روی آورد. پاسترناک پس از جنگ جهانی دوم مخفیانه شاهکار خود رمان «دکتر ژیواگو» را نوشت که انتشار آن در غرب ولوله‌ای سیاسی به پا کرد

آثار معروف

  • رمان شاهکار: «دکتر ژیواگو» (Doctor Zhivago)؛ حماسه‌ای عاشقانه و فلسفی در متن دوران پرآشوب انقلاب روسیه و جنگ داخلی.
  • مجموعه‌های شعر: «خواهر من، زندگی» (My Sister — Life – ۱۹۲۲ که او را به اوج شهرت رساند)، «تولدی دیگر» (۱۹۳۲) و «وسعت زمین» (۱۹۴۵).
  • خودزندگینامه: «نامه امن» یا «رفتارِ امن» (Safe Conduct).
  • ترجمه‌ها: ترجمه‌های روسی شاهکارهای ویلیام شکسپیر (مانند هملت و شاه لیر) و «فاوست» اثر گوته که هنوز در روسیه بهترین قلمداد می‌شوند.

سبک هنری

سبک ادبی پاسترناک در ابتدا تحت تاثیر فوتوریسم و نمادگرایی (سمبولیسم) روسی بود، اما او به سرعت سبک منحصر‌به‌فرد خود را توسعه داد. شعر و نثر او سرشار از تصویرپردازی‌های خیره‌کننده از طبیعت، نگاه فیلسوفانه به جهان و اهمیت به فردیت انسان در برابر هجوم تاریخ است. پاسترناک در رمان نویسی سبک حماسی سنت بزرگ روسیه (مانند تولستوی) را احیا کرد. او برخلاف خط مشی رسمی حکومت شوروی (رئالیسم سوسیالیستی) که هنر را ابزار سیاست می‌دانست، به هنر مستقل، معنویت عمیق و روان‌شناسی درونی انسان وفادار ماند.

نقل قول معروف
او در غزل معروف «برنده نوبل» که پس از هجمه سنگین مقامات شوروی علیه خودش سرود، می‌گوید:
«من صید شده‌ام، مثل یک حیوان وحشی در بند.
در جایی انسان‌ها، آزادی و نور هستند،
اما در پشت سر من صدای تعقیب‌کنندگان است
و برای من راه خروجی به بیرون وجود ندارد…»

همچنین جمله‌ای معروف از رمان دکتر ژیواگو درباره زندگی:
«هیچ‌کس تاریخ را نمی‌سازد؛ تاریخ دیده نمی‌شود، همان‌طور که رشد کردنِ علف را نمی‌توان دید.»

تاثیر او بر هنر و جامعه

کتاب دکتر ژیواگو پاسترناک به دلیل نقد غیرمستقیم به پیامدهای وحشتناک ایدئولوژی کمونیسم در شوروی ممنوع شد؛ اما دست‌نویس آن مخفیانه به خارج از کشور قاچاق و در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا منتشر شد. آکادمی سوئد در سال ۱۹۵۸ جایزه نوبل ادبیات را به او اهدا کرد. این رویداد خشم حزب کمونیست شوروی را برانگیخت؛ او را خائن نامیدند، از اتحادیه نویسندگان اخراج کردند و تهدید به تبعید نمودند؛ فشاری که پاسترناک را مجبور کرد تا به صورت رسمی از دریافت جایزه نوبل انصراف دهد. سال‌ها بعد در سال ۱۹۸۹، پسرش یِوگنی توانست مدال نوبل پدر را در استکهلم تحویل بگیرد. اقتباس سینمایی شاهکار او «دکتر ژیواگو» در سال ۱۹۶۵ به کارگردانی دیوید لین، برنده ۵ جایزه اسکار شد و به یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما بدل گشت.

منابع و مآخذ

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران