میز مطالعه من
خانه / عبدالهادی داوی
عبدالهادی داوی

عبدالهادی داوی

این شخص کیست؟
عبدالهادی داوی، سیاستمدار تراز اول، روزنامه‌نگار پیشگام، دیپلمات بین‌المللی، مترجم چندزبانه و یکی از ارکان فکری «جنبش مشروطیت دوم (جوانان افغان)» است. او که در سرودن شعر تخلص «پریشان» را برگزیده بود، در کنار استادش علامه محمود طرزی، نقش مغز متفکر و تئوریسین جریان نواندیشی و استعمارستیزی را در دهه‌های اولیه قرن چهاردهم خورشیدی بر عهده داشت. داوی از معدود نخبگانی بود که توانست از سیاه‌چال‌های وحشتناک استبداد عبور کند و به بالاترین کرسی‌های نظام دیپلماسی و قانون‌گذاری کشور (ریاست مجلس سنا و ریاست دیوان عالی) دست یابد

تولد و وفات

  • تاریخ تولد: ۱۴ جمادی‌الاول ۱۳۱۳ هجری قمری (برابر با ۱۲۷۲ یا ۱۲۷۴ هجری خورشیدی / ۱۸۹۴ میلادی) در محله کهن «باغ علیمردان» شهر کابل.
  • تاریخ وفات: ۲۷ اسد (مرداد) ۱۳۶۱ هجری خورشیدی (۱۹۸۲ میلادی) در سن ۸۸ سالگی در کابل.
  • محل دفن: پیکر او با احترام فراوان ملی و حضور چهره‌های برجسته فرهنگی در شهر کابل به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه تفصیلی و سیر سیاسی
عبدالهادی داوی در خانواده‌ای ریشه‌دار، علمی و صاحب نفوذ از قبیله «داوی» پشتون‌های قندهار زاده شد. پدرش، عبدالاحد آخوندزاده، پزشک طب سنتی (یونانی) بسیار معروفی در قندهار بود که امیر عبدالرحمن‌خان به دلیل مهارتش او را به کابل فراخواند تا به عنوان طبیب دربار خدمت کند. عبدالهادی تحصیلاتش را از سال ۱۲۲۹ تا ۱۲۹۰ خورشیدی در «لیسه عالی حبیبیه» کابل تا درجه رشدیه سپری کرد. او در این مکتب مدرن زیر نظر استادانی چون مولوی سرور واصف (شهید مشروطه اول) تربیت سیاسی یافت و هنر سخن‌وری را از عبدالغفور ندیم و قاری عبدالله آموخت. داوی نابغه‌ای شگفت‌انگیز در یادگیری زبان‌ها بود؛ او علاوه بر تسلط بر فارسی/دری و پشتو، زبان‌های ترکی و اردو را کاملاً فراگرفت و زبان‌های عربی و انگلیسی را تا سطح نگارش دیپلماتیک می‌دانست. او در سال ۱۲۹۰ خورشیدی به دعوت محمود طرزی وارد کادر تحریریه جریده بیدارگر «سراج‌الاخبار» شد و به عنوان محرر ارشد مشغول به کار گردید. پس از سوءقصد مسلحانه هم‌رزمش عبدالرحمن لودین به امیر حبیب‌الله خان در سال ۱۲۹۷، داوی نیز به عنوان یکی از رهبران «جمعیت رفقای مشروطیت» دستگیر و به مدت ۷ ماه در غل و زنجیر زندانی شد. با روی کار آمدن شاه امان‌الله خان در سال ۱۹۱۹ و اعلام استقلال کشور، داوی آزاد شد و مدیریت نخستین جریده رسمی دولت نوین یعنی «امان افغان» را بر عهده گرفت. کارنامه دیپلماتیک و مدیریتی او در دوران امانی و پس از آن خیره‌کننده است: او پس از آزادی در زمان صدارت شاه‌محمودخان به هرم قدرت بازگشت؛ سرمنشی دربار شاهی شد، به عنوان رئیس شورای ملی (مجلس نمایندگان) انتخاب گردید (۱۳۲۸-۱۳۳۲) و بعدها به عنوان سفیر در مصر و اندونزی خدمت کرد. او در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی تا زمان سقوط نظام شاهی، رئیس مجلس اعیان (مشرانو جرگه) و رئیس دیوان عالی بود.
در سال ۱۲۹۹ خورشیدی به عنوان عضو کلیدی هیئت سیاسی افغانستان در مذاکرات حساس «کوه مسوری» هند با انگلیس حضور داشت.
در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۱ خورشیدی) به عنوان نخستین سفیر و وزیر مختار تاریخ افغانستان در لندن (بریتانیا) منصوب شد.
در سال‌های ۱۳۰۵ تا ۱۳۰۷ خورشیدی، پست وزارت تجارت (بازرگانی) افغانستان را عهده‌دار بود.
پس از سقوط شاه امان‌الله و روی کار آمدن نادر شاه، او مجدداً به عنوان سفیر در برلین (آلمان) مامور شد. اما با ترور نادر شاه در سال ۱۳۱۲، داوی به اتهام حمایت فکری از جناح امان‌الله خان بازداشت شد و ۱۳ سال از عمر خود را (تا سال ۱۳۲۵) در زندان ارگ کابل سپری کرد.

آثار معروف

داوی در طول حیات آکادمیک و سیاسی خود، کتاب‌ها و دیوان‌های متعددی را به رشته تحریر درآورد:

  • مجموعه شعر بلبل گرفتار: مشهورترین اثر منظوم او که شامل غزل‌ها و مخمس‌های انقلابی او در دوران زندان و مبارزه است.
  • کتاب زما رسول پاک (پیامبر پاک من): اثری ارزشمند و اخلاقی-دینی به زبان پشتو در وصف سیره پیامبر اسلام.
  • کتاب غیاصه: اثری ادبی و تحلیلی در نقد اوضاع اجتماعی.
  • رساله تجارت ما با شوروی: نخستین کتابچه تحلیل اقتصادی-سیاسی که در دوران وزارت تجارتش نگاشت.
  • کتاب‌های رجال وطن و زیست‌نامه: آثار منثور بیوگرافی‌محور درباره نخبگان و مشاهیر هم‌عصرش

سبک هنری و فکری
در قلمرو ادبیات، داوی را باید یکی از معماران «شعر مقاومت و مشروطیت» دانست. سبک او در غزل و مخمس، آمیزه‌ای از فصاحت کلاسیک سبک عراقی با مضامینی کاملاً مدرن، استعمارستیز و انقلابی بود. او از شعر نه به عنوان یک تفنن، بلکه به عنوان «افزاری کارآمد برای بیداری توده‌ها و پیکار با استعمار انگلیس و استبداد داخلی» بهره می‌گرفت. داوی دلبستگی عمیق و ولع خاصی به اندیشه‌های اقبال لاهوری داشت و تلاش می‌کرد روحِ فلسفه خودباوری اقبال را در کالبد جوانان افغان بدمد. نوشته‌های ژورنالیستی او در امان افغان نیز پایه‌گذار نثر صریح، علمی و تحلیلی در مطبوعات کشور شد.

نقل قول و سروده شاهکار
مخمس تاریخی او بر غزل نشریه حبل‌المتین (با ترجیع‌بند «بد نبود»)، یکی از بزرگ‌ترین حوادث ادبی-سیاسی سده اخیر افغانستان است که ولوله‌ای در بین روشنفکران ایجاد کرد و منجر به بازداشت او شد:
«در وطن گر معرفت بسیار می‌شد بد نبود / چارهٔ این ملتِ بیمار می‌شد بد نبود»
«این شبِ غفلت که عالم را به تاریکی کشید / چشمِ پرخوابت اگر بیدار می‌شد بد نبود»
«کلهٔ مستت اگر هشیار می‌شد بد نبود…»
او همچنین در توصیف هویت قلمش گفته است: «قلم دیپلمات باید در خدمت صلح باشد، اما قلم ژورنالیست مشروطه‌خواه، جرقه‌ای است که باید انبار باروتِ جهل را خاکستر کند.»

تاثیر او بر هنر، ژورنالیزم و جامعه
عبدالهادی داوی را با عنوان رسمی «ابرمرد و پدر ژورنالیزم مدرن افغانستان» یاد می‌کنند. او اولین کسی بود که پس از کسب استقلال، مفهوم «آزادی بیان و مطبوعات غیروابسته» را در جریده امان افغان نهادینه کرد. او به عنوان یک مصلح فرهنگی، ساختار اداری وزارت تجارت را نوسازی کرد و در دوران هدایت مجلس سنا، قوانین مدنی مترقی زیادی را به تصویب رساند. به پاس تجلیل از فداکاری‌ها و خدمات بیکران این نابغه ملی، دولت افغانستان یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین مجتمع‌های آموزشی کابل را به نام «لیسه عالی عبدالهادی داوی» نام‌گذاری کرد که تا امروز هزاران نخبه را تحویل جامعه داده است.

منابع و مآخذ

  • مدخل سرگذشت سیاسی و دیپلماتیک در دانشنامه بین‌المللی ویکی‌پدیا (Wikipedia).
  • جستار تفصیلی پرتو نادری درباره مخمس «بد نبود» در پایگاه تحلیلی خراسان زمین (KhorasanZameen).
  • سند کتاب‌شناسی و فایل دیوان در وب‌سایت مرجع آریایی (Ariaye).
  • بررسی نقش دیپلماتیک داوی در اشاعه افکار اقبال در ژورنال علمی القمر (Al-Qamar).

مطالب مشابه

دیدگاه‌های کاربران